بايد دانست كه نبوت يك وصف يا ملكهاى است كه آن بالاتر از انسانيت است همانطور كه انسانيت بالاتر از حيوانيت است . انسان حيوانات را مسخر مىكند ، ليكن حيوانات نميتوانند اين را بهانه كرده بگويند كه تا وقتى كه حقيقت و ماهيت انسان بما نشان داده نشود ما از انسان اطاعت نخواهيم كرد . بين انسانهاى عام و پيغمبر هم همين نسبت است . فرعون مكرر از حضرت موسى حقيقت و ماهيت خدا را پرسش مىكند ، ليكن موسى هيچ از حقيقت سخن نمىگويد بلكه آثار قدرت او را خاطر نشان ميسازد و جهتش هم معلوم است كه حد و حقيقت خدا را نميتوان بيان نمود و براى ايمان آوردن به خدا در يافتن حد و حقيقت هيچ لازم نيست .
بحث دوم [ نبوت يك امر اكتسابى است يا الهامى ؟ ]
نبوت يك امر اكتسابى نيست بلكه اين لطيفه و قابليت را خدا به هر كه عطا نمود او پيغمبر مىشود ، چنان كه در قرآن مجيد وارد است - :
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
، يعنى خدا خود ميداند كه براى پيغمبرى كه را انتخاب نمايد . البته رياضت ، فكر و مجاهده از لوازم نبوتند كه بواسطهء آنها نبى استعداد و قابليت براى وحى پيدا مىكند ، مثالش اين است كه انسان شدن انسان از چيزهاى اكتسابى نيست مع هذا افعالى كه از انسان سر زده مىشود در بيان آنها كسب و مجاهده در اين امر مدخليتى بسزا دارد ، همچنين نبوت بطورى كه گفتيم اكتسابى نيست ، ليكن نبى وقتى كه بعبادت و مجاهدت پرداخت نتايج و آثار نبوت بر آن مترتب ميگردد و مبنى بر همين است كه آن حضرت آن قدر عبادت مىكرد كه پاهاى وى ورم مينمود .
بنى فطرة معتدل المزاج و پاكيزه صورت ميگردد ، اندام و تربيت ، عالى و عمده مىشود و داراى اخلاق شريفانه و از چهرهاش نور ساطع مىباشد ، حلم ، وقار ، تواضع ، راستگوئى ، تقوى و پرهيزكارى جزء فطرت او مىباشد ، او از هر گونه رذائل و چيزهاى پست و دنى برى مىباشد ، عفو و احسان ، صلهء رحم ، حفظ غيب ، حسن جوار ، اعانت مظلوم و دستگيرى بينوايان تمامى اين اوصاف در او بالطبع يافت مىشود ، مطالب