تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 221

مساهمون:

صعلم كلام جديد ٢٢١
از خير و شر بوقوع مىپيوندد همه از طرف خداست و در اين دو گفتار به ظاهر تناقضى كه معلوم مىشود توجهى بدان طرف نشده بلكه فقط حكم داده كه به آن ايمان اجمالى بياوريد . غرض ، اصل الاصول تعليم آن حضرت در اين باب آنست كه خدا را از هر حيث منزه بدانند و تناقضى هم كه در اينجا لازم مىآيد در آن غور نكنند . در اين ، رازى كه هست اين است كه اگر معتقد بشويم كه انسان خود خالق تمامى افعال زشت خويش است اينجا خدا از الزام ظلم محفوظ ميماند ، ليكن دائره قدرت او محدود و تنگ مىشود و اگر گفته شود كه خالق افعال بدهم خداست گرچه سعه و بسط قدرت خدا ثابت مىشود ليكن بر خدا الزام ظلم وارد مىآيد و لذا آن حضرت ( ص ) تعليم داد كه خدا هم خالق تمامى افعال شناخته شود و هم از ظلم و جور او را برى بدانند « 1 » ديگر از اصول تعليم انبياء اين است كه انسان بايد از سه طريق خدا را عبادت كند - طريق دل ، اعضاء و مال . قسم اول عبارت است از معارف و عقائد ، دوم نماز و روزه و غيره ، سوم زكات و غيره . سومين اصول ، ايمان بقيامت و واقعات آنست . بايد دانست كه امور سه‌گانهء بالا اصول اوليهء تعليم انبياء مىباشد .
هامش
( 1 ) - اين تقرير امام رازى گرچه به ظاهر نهايت درجه لغو و بىپايه و دور از كار معلوم مىشود ، چه او تعليمى را ميگويد عمده است كه بالكل متناقض و يكى ضد ديگرى است و ديگر در اين حكم كه در اين تناقض فكر يا غور نكنند معلوم نيست كه آن تا كجا عملى و قابل اجرا است ، چه فكر نكردن يا بازماندن از تأمل و غور از امور اختيارى انسان نيست و نميتواند فكر نكند ، ليكن حقيقت امر اين است كه امام مشار اليه فطرت انسان را خوب شناخته و نقطهء حساسش را بدست آورده است . او مىبيند كرورها آدمى نسبت به خدا اين را تسليم ميكنند كه خالق تمام چيزهاست و هيچ چيزى بدون حكم و مرضى او نميشود بوجود بيايد و حتى برگى بىارادهء او نمىجنبد . با وجود اين اين را هم مسلم دارند كه خدا عادل است ، منصف است ، رحيم است و فياض و بخشنده است . پس وقتى كه مردم اين گونه خيالات و افكار ضد و نقيضى را تسليم ميكنند و حتى بخيالشان هم نمىآيد كه اين عقائد متناقض با هم هستند ، حال اگر تعليم چنين چيزى داده شود جاى هيچ‌گونه ملامت و اعتراض نيست . در اين هم شبهه‌اى نيست كه از اختيار يك جنبهء خاص يا جبر به محض مىشود و يا از عظمت و شأن خدا در دل اثر تمام باقى نميماند و لذا همين طريقهء جامع الاضداد مناسب با فطرت انسانى مىباشد . ليكن اگر از من بپرسند من انسان را فاعل مختار ميدانم و از آن در عظمت و شأن خدا هيچ فرقى پيدا نمىشود . ( مؤلف )
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 221 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني