اما مهمات دين و آن دو قسم است تحصيل امور حسنه و ازالهء امور قبيحه ، البته قسم دوم مقدم بر اولى است ، زيرا اگر در يك لوحهاى كتابت غلطى رخ داد بايد اول آن را حك و اصلاح نمود و روى اين اصل در سورهء بقره راجع به فرائض مذهبى مراتب هفتگانهاى كه مذكورند اول از همه ذكر از تقوى شده است .
هُدىً لِلْمُتَّقِينَ ،
چه اتقاء رهائى و دورى جستن از امور قبيحه را گويند ، اما بقيهء مراتب و آن بدين ترتيب است كه مرتبهء روح مقدم بر جسم و جسم مقدم بر مال است و لذا اول
« يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ »
فرموده ، زيرا كه ايمان و اعتقاد تعلق بروح دارد ، سپس از نماز ذكر شده
( يُقِيمُونَ الصَّلاةَ )
چه آن جزء اعمال جسمانى است و بعد از زكات سخن رفته است
( وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ )
چه آن به مال تعلق ميگيرد و اين امور چهارگانه كه متعلق به الهيات بوده همه را بيان نموده آن وقت به متعلقات نبوت پرداخته ميفرمايد :
« وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ »
در اينجا ايمان به آن حضرت را ذكر نموده بعد ميگويد
« وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ »
يعنى ايمان به انبياء سلف هم شرط است ، وقتى كه بيان الهيات و نبوات باتمام ميرسد و فرائضى كه راجع به ازمنهء ثلاثهء ماضى و حال و مستقبل بود بتفصيل ذكر شد آن وقت فرموده : -
« أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »
( همين مردمند كه از طرف پروردگارشان بر طريق سداد و رشادند و همينها هستند كه كامياب ميباشند ) مقصود اين است كه تا وقتى كه آدمى در دنياست مسافر است و براى مسافر لازم است كه نشانى و وضع و حالات راهى را كه در پيش دارد مطلع باشد و از اينرو در شأن آنهائى كه فرائض مذكوره را به كار مىبندند فرمود كه ايشان از راه واقفند و پس از مرگ كامياب خواهند بود يعنى به منزل مقصود خواهند رسيد .
امام مشار اليه در پايان اين تقرير ميگويد كه اين طريقه براى دعوت اسلام بهترين طريق مىباشد و اگر من لطائف نكات شريعت اسلامى را مبسوطا بيان كنم يك دفتر خواهد شد و لذا به همين مختصر قناعت ميكنم .