تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 220

مساهمون:

صعلم كلام جديد ٢٢٠
مىشود ، بر عرش قائم است ، ليكن مردم را از غور و فكر در اين عقائد پيچيده ممنوع ميدارد ، بله ، اگر صاحب بصيرتى باشد مضايقه نيست ، بعد نشان ميدهد كه انسان فاعل مختار است ، هر كارى بخواهد بكند ميتواند و آنچه را هم كه بخواهد ترك كند قادر است ، ليكن در عين حال اين را هم تلقين مىكند كه خدا اگر چه به انسان همه نوع اختيار داده مع هذا آنچه صدور مىيابد به حكم و ارادهء اوست ، ذره‌اى بدون حكم او نمىتواند حركت كند . و اين دو فكر يا دو گونه تعليم به ظاهر متناقض ميباشند ليكن او اين را به همين طور باقى ميگذارد و مردم را از خوض و غور در آن ممانعت مىكند . جناب رسالت‌مآب در تعليمات خود همين طريقه را اتخاذ نموده است و بايد دانست كه اين طريقه از سائر طرق بهتر است ، او اول تنزيه خدا را با تأكيدات زياد بيان نموده و اين آيات را ذكر كرده است - :
وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ
يعنى خدا از هر جهت بىنياز است و شما به تمام معنى محتاجيد ، از اين آيت منزه بودن خدا از هر چيز ثابت ميگردد ، چه وقتى كه غنى و بىنياز شد حاجت به چيزى نخواهد داشت ، وقتى كه نيازمند به چيزى نشد نه مركب خواهد بود نه متحيز ، چه در صورت تركيب و تحيز محتاج به اجزاء و مكان خواهد بود .
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
( مانند او چيزى نيست ) از اين ثابت است كه خدا جسمانى نيست و گرنه مشابه اجسام خواهد بود و در عين حال وجود خدا را مكرر و بار بار بيان نموده است و اين بدان جهت لازم بود كه اگر چنين نميكرد مردم اينطور تصور مينمودند كه وقتى كه خدا نه جسم و جسمانى است و نه در حيز و مكان است و نه داراى جهت و سمت ، اصل موجوديت و بودنش معنى نخواهد داشت و بعد به بيان اين مطلب پرداخته كه خدا عالم به تمامى معلومات و اشياء است .
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ
،
اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ ،
ليكن بحثى از اين نشده كه اين صفت علم عين ذات است يا غير ، بعد فرموده كه انسان فاعل است ، صانع است ، خالق است و با همه اينها اين را هم خاطر نشان كرده كه آنچه