در عرب براى طوائف و قبائل مراتب و مدارج مقرر بود ، قبيلهاى كه زياد شريف و معزز بود يك فرد آن با چندين فرد قبائل ديگر برابر شمرده ميشد ، يعنى در انتقام خون يك نفس قبيلهء معزز چندين نفس قبيلههاى ديگر قتل كرده ميشدند و همينطور در عوض خون غلام ، مالك هيچوقت اعدام نمىشد . اسلام روى اصل مساوات تمامى اين فرقها و امتيازات را از بين برد .
قريش كه تا اين درجه نخوت و غرور داشتند كه در جنگ بدر از مقابلى با انصار روى اين ابا و امتناع نمودند كه دست بلند كردن طرف انصار را هم براى خود ننگ و عار ميدانستند و با غلامان زرخريد حبش و زنگبار آنها را برابر ميشمردند و ابو سفيان كه سردار تمام قريش شده بود دعوى داشت كه جز شخص رسول اللّه احدى حريف مقابل او نيست . ولى همين او وقتى كه اسلام آورد ناچار با بلال و صهيب همرتبه قرار گرفت ، در صورتى كه بلال و صهيب هر دو غلام زرخريد عجمى بودند .
جبلة بن الايهم پادشاه مشهور عرب بوده است ، اين مرد وقتى كه اسلام آورد خواست كه در مقابل يك آدم عامى مرتبت و مقام او را در نظر گرفته براى او امتيازى قائل شوند ولى خليفه فاروق كه به تمام معنى مجرى قوانين اسلام بود اين را گوارا ندانست و لذا اين پادشاه ، اسلام را ترك گفته به مسيحيان پيوست .
اين خليفه در سفر شام وقتى كه داخل بيت المقدس گرديد غلامش سوار بر شتر بوده و خود مهار شتر را در دست داشت و حال اينكه آن وقت تمامى مردم براى تماشاى جاه و جلال خليفه از منازل و خانههاشان بيرون آمده بودند و از اين قبيل هزاران واقعات است كه نميشود آنها را احصا كرد ، ولى از شرحى كه تا اينجا گفته آمد خوانندگان به خوبى مىتوانند زمينهاى درينباب بدست بياورند . تمامى مورخين متفقند كه در اسلام اولين ظلمى كه شروع شد از گفتن « تنحى عن الطريق » ( يعنى دور باش يا عقب برو ) بوده است . توضيح اينكه در اوائل اسلام يك آدم خيلى مجلل و نامى هم در راه بيك آدم معمولى نميتوانست بگويد « پس برو » و اولين ظلمى كه شروع شد استعمال اين كلمه بوده است .
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 196
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ١٩٦