مساوى هم باشند . حكيم گوندرسيه ميگويد كه « اولين ديباچهء شناسائى حقوق انسانى مساوات است و همين مساوات است كه قائمهء تمام صفات فاضلهء انسان مىباشد ، ليكن تا قبل از اسلام اين خيال در هيچ مملكت و قومى پيدا نشده بود . در تعزيرات ، طرز عمل مهذبترين اقوام اين بوده است كه مجرم با رعايت درجه و رتبه سزا داده ميشد ، يعنى حيثيت و مقام يك مجرم در مجازات كاملا در نظر گرفته ميشد .
لاروس در انسائيكلوپيديا مىنويسد كه « در امپراطورى روم براى يك نوع جرم مجازات و سزاهاى مختلف بوده است - يعنى حيثيت و درجهء مجرم را در سزا ملاحظه ميكردند . بعد از اين نويسندهء مذكور بشرح اين ظلم و بىانصافى پرداخته از روم گرفته تا فرانسه تمام واقعات را يك يك بقلم آورده و در آخر مىنويسد كه انقلاب 1789 ميلادى به تمام اين امتيازات خاتمه داده و همه را از بين برد ، چه انقلاب مزبور كليهء القاب و عناوينى كه اعزاز و اكرام شخصى يا خانوادگى و موروثى روى آنها قائم و برقرار بود همه را محو و نابود ساخت .
فلاسفهء فرنگ مىنويسند كه مساوات و برابرى از پنجاه سال به اين طرف در ميان بعضى اقوام اروپا بنياد گذارده شده و حال دارد در ساير قسمتهاى اروپا بسط و نشر پيدا مىكند .
آرى فلاسفهء مذكور ابتداى مساوات را از پنجاه سال قبل نشان ميدهند ، ليكن در اسلام از دوازده قرن پيش اين اصول قائم گرديده بود .
تماشا كنيد قرآن در اين باب چه ميگويد :
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ .
اى مردم ما همهء شما را از مرد و زن آفريديم و شعب و فرق مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد . بزرگوارترين شما نزد خدا باتقوىترين مردمند .
شرحى كه گفته شد صرف الفاظ نيست بلكه نظام اسلام بر همين اصول قائم بوده است و تا وقتى كه اسلام اسلام بود روى همين اصول قرار داشته و بر طبق آن عمل ميشده است .