يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ
( محمد )
فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ
( صف )
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ .
( رعد )
مسلمانان ! اگر شما خدا را يارى كنيد خدا هم شما را يارى مىكند ( و بر حوادث ) ثابت قدم گرداند .
چون از حق روى برگردانيدند خدا هم دلهاشان را از اقبال به حق بگردانيد .
خدا حال هيچ قومى را دگرگون نخواهد كرد تا زمانى كه خود آن قوم حالشان را تغيير دهند .
خوب ملاحظه كنيد ، در اين آيات خدا فعلش را متأخر از فعل بنده گذارده و بعبارت روشنتر تابع آن قرار داده است . در آيت
- فَلَمَّا زاغُوا
الخ ميگويد « وقتى كه مردم از حق روى برگردانيدند خدا هم دلهاشان را برگردانيد . يا در آيهء :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
الخ : اى مسلمانان تقوى پيشه كنيد و هميشه به حق و صواب سخن گوئيد كه خدا اعمال شما را صالح خواهد كرد و حال آنكه تقوى و پرهيزكارى خود نام عمل صالح است و وقتى كه يك نفر پرهيزكار شد ديگر عمل صالح كردن او چه معنى دارد ؟ .
تذكار اين نكته را در اينجا لازم ميدانم كه در قرآن مجيد آيات زيادى هم هستند كه از آنها به ظاهر معلوم مىشود كه انسان در افعال خود مجبور بوده و آنچه كه او مىكند خدا مىكند :
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ
قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
و او بر بندگان خود مسلط و بالا دست است .
بگو آنچه كه هست تمام از طرف خداست .
عيسوى اكثر طعنه مىزند كه اين دونهمتى و كاهلى كه در مسلمانان يافت مىشود تماما از اثر همين مسئلهء قضاء و قدر است . على هذا اين تنزل و انحطاط مسلمانان از نتايج قهرى و لازمى مذهب خود آنها مىباشد .
اين اعتراض را گرچه علما و حضرات صوفيهء توكلپيشهء ما از طرز عمل خود تأييد و تقويت كرده اما آن در حقيقت لغو و بىپايه است .