دو بز را بگيرد و آنها را بحضور خداوند بدر خيمهء اجتماع حاضر سازد - و هارون بر آن دو بز قرعه اندازد يك قرعه براى خداوند و يك قرعه براى عزازيل - و هارون بزى را كه قرعه براى خداوند بر آن برآمد نزديك بياورد و بجهة قربانى گناه بگذراند . »
« و مجمرى پر از زغال آتش از روى مذبح كه بحضور خداوند است و دو مشت پر از بخور معطر كوبيده شده برداشته باندرون حجاب بياورد - و بخور را بر آتش بحضور خداوند بنهد تا ابر بخور كرسى رحمت را كه بر تابوت شهادت است بپوشاند مبادا بميرد - و از خون گاو گرفته بر كرسى رحمت بانگشت خود به طرف مشرق بپاشد و قدرى از خون را پيش روى كرسى رحمت هفت مرتبه بپاشد » لاويان يا احبار باب 16
اين گونه شروط و قيود طفلانه در هنود و ساير اقوام يافت ميشوند تا اين حد كه تا وقتى كه يك نفر پيشرو يا وادارندهء عبادت و تلقينكننده حاضر نباشد كسى را اين اجازه نيست كه بطور خود عبادت خدا يا فرائض مذهبى خويش را بجا آرد ، چنان كه در هنود ( پندت ) لازم است باشد و عيسويان به ( پادرى ) و يهود به ( احبار ) احتياج دارند ، ليكن مسلمان باعانت و دستگيرى احدى محتاج نيست ، آرى ، او پندت خود ، پادرى خود ، و احبار خودش مىباشد .
اسلام براى طريقهء عمل اين گونه شرائطى هم اگر بطور نمونه اختيار كرده ولى در عين حال و در همان حين خاطر نشان ميسازد كه آن شروط فى نفسه لازم نيستند و ذاتا ارزشى ندارند ، مثلا براى نماز در آنجا كه طرف قبله را حكم داده ضمنا گوشزد مىكند كه
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
يعنى بهرجا كه رو كنيد آنجا وجه خداست . يا قربانى را در موضعى كه دستور داده اين نكته را نيز تذكر ميدهد كه « لن ينال الله لحومها و لا دماؤها و لكن يناله التقوى » فارسى - از گوشت و خون قربانى هيچوقت چيزى به خدا نميرسد ولى آنچه كه راجع است به خدا و بساحت او ميرسد تنها تقوى و پرهيزكارى مىباشد .
اما جواب اعتراض سوم و آن به تفصيل بيايد .