تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 158

مساهمون:

صعلم كلام جديد ١٥٨
بعد از ختم شدن مىباشد با هم تفاوت و فرق دارند ، مثلا جوع وقتى كه زائل ميگردد حالت يقين به آن مختلف است با يقينى كه در عين حالت جوع بوده است و همينطور است حالت علوم دينى كه آن بمرتبهء ذوق و وجدان كه ميرسد كامل ميگردد . حالتى كه پيش از كمال بود گوئى كه آن ظاهر است و حالت كمال‌گوئى باطن است ، مفهومى كه از صحت و بهداشت در ذهن يك بيمار است بمراتب غير از مفهومى است از صحت كه در ذهن يك شخص سالم مىباشد . در اقسام چهارگانهء بالا حالاتى كه هست متفاوت با همند و حال آنكه در تمامى اين حالات باطن مناقض و مباين با ظاهر نيست بلكه متمم و مكمل آنست ، نظير لب و مغز كه متمم قشر و پوست مىباشد . « 5 - و اين ، از آن موارد است كه زبان حال را به زبان قال تعبير ميكنند ، كوتاه نظر به ظاهر چسبيده و آن را نطق حقيقى خيال مىكند ، ليكن حقيقت‌شناس راز اصلى را ميفهمد و اين مثلى است معروف كه ديوار به گل ميخ گفت كه براى چه مرا سوراخ ميكنى گل ميخ در جواب گفت از او بپرس كه مرا ميكوبد ، چه من در اين كار از خود اختيارى ندارم . اينجا چنان كه ملاحظه مىشود زبان حال به زبان قال ادا شده است و همينطور است اين آيهء قرآن مجيد :
ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
و آنگاه بخلقت آسمانها توجه كامل فرمود كه آن دودى بود و فرمود كه اى آسمان و زمين همه بسوى خدا بشوق و رغبت يا بجبر و كراهت بشتابيد آنها عرضه داشتند با كمال شوق و ميل بسوى تو مىشتابيم . « يك آدم ابله و نادان اين معنى را براى آن قرار ميدهد كه آسمان و زمين نيز عقل و شعور دارند و اين الفاظ را خدا به آنها بوسيلهء حرف و صوت گفته و زمين و آسمان آنها را فهميده جواب داده‌اند ( بالسمع و العين ) ما حاضر هستيم ليكن آن كسى كه نكته دانست ميداند كه آن زبان حال است نه قال و از آن مراد اينست كه زمين و آسمان