تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 160

مساهمون:

صعلم كلام جديد ١٦٠
در اين مقام مردم بافراط و تفريط رفته دسته‌اى بقدرى زياده روى كرده و جلو رفته‌اند كه تقريبا هر جا ظاهرى بوده آن را تأويل و صورتش را عوض كرده‌اند . مثلا :
وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ
وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ .
( فصلت ) و دست‌هاشان با ما سخن گويند و پاهايشان به آنچه كرده‌اند گواهى دهند و آنها به اعضاى بدن گويند شما چگونه بر اعمال ما شهادت داديد آن اعضاء جواب گويند خدائى كه همهء موجودات را بنطق آورد ما را نيز گويا گردانيد . « و همچنين سؤال و جواب نكير و منكر ، ميزان ، پل صراط ، حساب و كتاب ، مناظرات و مكالمات دوزخيها و بهشتىها و غيره‌ها همهء اينها را زبان حال قرار داده‌اند . گروه ديگر به تفريط رفته تا اين حد كه به كلى سد باب كرده‌اند . امام احمد بن حنبل از كسانى است كه حتى تأويل
( كُنْ فَيَكُونُ )
را حرام ميداند و اينها از كسانى هستند كه مىپندارند خدا هنگام آفرينش هر چيزى مخصوصا بلفظ ( كن ) سخن ميگويد تا آنجا كه من از بعضى مقلدين امام احمد بن حنبل شنيدم كه او تأويل را در غير از سه حديث به كلى ناجائز قرار داده بود و آن سه تا اين است : « حجر الاسود در دنيا دست راست خداست » ، « دل مسلمان بين دو انگشت خداست ، » « از يمن بوى خدا مىآيد » نسبت به امام مشار اليه گمان نميرود كه او معناى استواء على - العرش و نزول را استقرار و انتقال فهميده باشد . البته از نظر مآل‌انديشى و نفع عام جلو تأويل را به كلى گرفته زيرا وقتى كه درى يك بار بازشد ديگر اختيار از دست رفته اعتدال قائم نمىماند و يك چيز وقتى كه از اعتدال خارج شد براى آن ديگر حدى قرار نمىيابد و بنابراين مضايقه‌اى در اين قسم مخالفت و جلوگيرى نيست و طريق سلف هم آن را تأييد مىكند ، چه آنها در اين گونه مواقع ميگفتند در روايت آنچه هست بايد به همان حال باقى گذاشت .
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 160 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني