تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 153

مساهمون:

صعلم كلام جديد ١٥٣
اسلام به كفر بيشتر نزديك است ، روح قضيه اين است كه اسرارى كه مخصوص مقربين است و مردم ديگر از آنها بىخبرند و فاش كردن آنها منع است اين اسرار پنج قسمند : 1 - قسم اول مطلبى است كه فى نفسه دقيق و اكثر طبايع از فهم آن عاجزند و اين گونه مطالب خواه نخواه مخصوص مقربين بوده و بر آنها فرض است كه آن را مكتوم داشته به نااهلان ظاهر نسازند و گرنه در حق آنها موجب فساد خواهد بود ، زيرا كه فهم آنها نميتواند به آن رسائى پيدا كند و مبنى بر همين است كه وقتى كه مردم از پيغمبر از حقيقت روح پرسيدند آن حضرت اعراض كردند ، چه حقيقت روح بفهم عامه در نمىآيد و از دريافت حقيقت آن و هم عاجز مىباشد ، تصور نشود كه حقيقت روح بر آن حضرت معلوم نبوده چه آن كس كه حقيقت روح را نميداند از حقيقت خودش هم بىخبر است و آن كس كه خود را نمىشناسد چگونه به خدا ميتواند شناسائى پيدا كند . بعضى علما و اوليا از حقيقت روح واقف ميگردند ، ليكن اين مردم رعايت آداب شريعت ميكنند و همچنانكه انبياء در اين مواقع سكوت كرده‌اند آنها نيز خاموشى ميگزينند . منحصر بروح نيست ، در صفات خدا هم دقايق و باريكىهائى هست كه عوام نميتواند آنها را درك كند و بفهمد ، چنانچه آن حضرت ص فقط صفات ظاهرى خدا مثل علم و قدرت و غيره را ذكر نموده و آنها را هم مردم از اينرو فهميده‌اند كه خود داراى علم و قدرت ميباشند و مىتوانند علم و قدرت خدا را به آن قياس كنند و الا اگر اوصافى از خدا ذكر شود كه مشابه آن در انسان وجود ندارد البته انسان نميتواند آن را تصور نمايد . شما اگر لذت جماع را بيك طفل يا بيك خواجه بخواهيد بفهمانيد هرگز موفق به اين كار نمىشويد جز اينكه گفته شود كه آن مشابه لذتى است كه در غذا هست ليكن اين ادراك در حقيقت ادراك نيست ، در صورتى كه بين علم و قدرت خدا با علم و قدرت انسان فرقى كه وجود دارد بمراتب بيشتر از فرقى است كه ميان لذت غذا و لذت جماع هست » « خلاصه اينكه انسان تصور ذات و صفات ( موجود يا گذشته ) خود را مىكند
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 153 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني