تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 151

مساهمون:

صعلم كلام جديد ١٥١
عجبا ، از دلائل خود شريعت اين امر ثابت است ، چه آن حضرت ص فرمود كه معانى قرآن يكى ظاهر است و يكى باطن ، يكى حد است و يكى مطلع ، حضرت على ( ع ) اشاره بسينهء خود نموده فرمود كه آن گنجينهء علوم و معارف بسيار است ، اى كاش حاملى براى آن پيدا ميكرد . جناب رسالت‌مآب ص فرمود كه ما انبياء مأموريم كه با مردم باندازهء عقول آنها سخن گوئيم . باز آن حضرت ( ص ) فرموده است كه اگر بيك جماعت سخنى گفته شود كه خارج از عقل آنهاست در حق آنها فتنه خواهد بود . خدا در قرآن فرموده
« وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ »
و آن حضرت ص ميفرمايد بعضى از علوم پوشيده هستند كه فقط علماى ربانى از آنها آگاهند الخ . حال بگو ببينم اگر اينها سخنان راز و جزو اسرار نبودند كه از ظاهر كردن آنها آن حضرت بدين جهت ممنوع بود كه مردم نميتوانستند آنها را بفهمند و يا مصالح ديگرى در كار بوده پس براى چه آنها را ظاهر نساخت و اين ظاهر است كه اگر او بيان ميفرمود مردم بهر حال تصديق مينمودند . ابن عباس راجع به اين آيه
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ »
ميگويد اگر من حقيقت اين آيه را بيان كنم شما مردم سنگسارم خواهيد كرد و يا ( بنا بروايت ديگر ) خواهيد گفت ابن عباس كافر شده است . از ابو هريره روايت است كه گفته من از پيغمبر دو گونه سخن ياد دارم ، يكى را انتشار داده و ديگرى را اگر بخواهم منتشر سازم هرآينه مرا گردن خواهند زد . رسول اكرم دربارهء خليفهء اول فرمود كه فضيلتش بر شما مردم براى نماز خواندن و روزه گرفتن نيست بلكه بيشتر بواسطهء رازى است كه در سينه‌اش امانت است . بىشك اين راز متعلق باصول مذهبى بوده است و آنچه كه داخل در اصول مذهبى بوده از ديگران نيز بطور ظاهرى ممكن نبود مخفى داشت . اين قول منتسب به سهل تسترى - است كه « در نزد علما سه گونه علوم است . علم ظاهر كه به اهل ظاهر آن را ذكر ميكنند ، دوم علم باطن كه فقط به كسانى اظهار ميدارند كه شايستگى آن را دارند ، سوم علمى است كه تعلق آن صرفا بخداست و اين علم را آنها مكتوم داشته باحدى نميگويند