همين نكته را بزن نيز تلقين كرده است .
وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ
( نساء ) و اگر زنى از شوهرش بيم آن داشت كه با وى راه خلاف پيش گيرد ( طلاق دهد ) و يا از او دورى گزيند باكى نيست كه هر دو با هم صلح كنند و صلح به حال همه بهتر ( از نزاع و كشمكش - است )
و بعد براى رفع بدخلقى و جلوگيرى از نافرمانى زن تدابير و راههاى چارهاى خاطر نشان كرده است ، چه اينكه نافرمانى زن اغلب غير قابل تحمل مىباشد :
وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا .
و زنانى كه از مخالفت و نافرمانى آنها بيمناكيد پس نخست ايشان را نصيحت كنيد و اگر مطيع نشدند از خوابگاه آنها دورى گزينيد و باز مطيع نشدند آنها را بزدن تنبيه كنيد چنان كه اطاعت كردند حق ستم نداريد .
و از اين راه هم اگر ممكن نشد با هم آشتى و اتفاق كنند پيش از آنكه خود مرد و زن كار را فيصل دهند حكم داده كسانى از ميان قوم بايد در اين قضيه مداخله كنند زيرا كه در اين گونه امور كه مربوط بمعاشرت و تمدن انسانى است هر شخص جزوى از جامعهء قومى مىباشد و اعمال و افعال او البته در تمامى قوم اثرى بسزا خواهد داشت و از اينرو قوم را در آن مداخله داده ميفرمايد :
وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها .
چنان كه بيم آن داريد كه نزاع و خلاف سخت بين آنها ( زن و شوهر ) پديد آيد از طرف كسان مرد و كسان زن داورى برگزينيد .
و اگر اين تدبير هم كارگر نشد و مرد مصمم گشت كه طلاق گويد در اين صورت چارهناپذير اسلام اجازهء طلاق داده است ، ليكن با اين حال مسائل و نكات چندى را گوشزد كرده كه بايد در نظر گرفته شوند . مقدم بر همه طريقهء طلاق را اينطور نشان