تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 133

مساهمون:

صعلم كلام جديد ١٣٣
و يا نميگذاشت آن زن شوهر كند تا آنكه مبلغى از او ميگرفت و آن وقت اجازهء ازدواج به او ميداد . قرآن بدين كلمات رسم مزبور را برانداخت :
لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ .
براى شما حلال نيست كه زنان را عنفا بميراث گيريد و ديگر سخت نگيريد بر آنها و بهانه‌جوئى نكنيد كه قسمتى از آنچه مهر آنها كرده‌ايد بگيريد . و در خصوص مهر كه رسم بود كه پدر دختر آن را ميگرفت و در عوض گوئى دختر را ميفروخت چنين دستور ميدهد :
وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً
( نساء ) مهر زنان را در كمال رضايت‌مندى و طيب خاطر به آنها بپردازيد . در معاشرت روزانه با زنان كه بايد بطور لطف و محبت و يگانگى و بالاخره مساوات پيش آمد آن را در اين الفاظ جامع ادا كرده است :
وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ .
با آنها در زندگانى با انصاف و خوش خوش‌رفتار باشيد . در ميان تعلقات زناشوئى مهمتر از همه و در عين حال بسيار دقيق و باريك مسئلهء طلاق است ، چنان كه بر اثر همين دقيق و مشكل بودن موضوع با وجودى كه تمام اقوام راجع به آن جنبه‌هاى مختلف اختيار نموده ولى تمام غلط بوده است و امروز هم كه دنيا چقدر ترقى كرده تمام آن غلطىها سر جاى خود باقى مىباشد ، عيسويان در اين باب بقدرى در زحمت و فشارند كه جز در مورد زنا در هيچ موردى ممكن نيست طلاق صورت وقوع پيدا كند و آن نتيجه‌اى كه بخشيده اينست كه امروز در اروپا كه مركز تمدن و تهذيب - است بواسطهء اين مسأله وقايعى رخ ميدهد كه بسيار سخت و ناگوار و فضاحت‌آور مىباشد ، هزاران زن و شوهر هستند كه بين آنها اختلاف و نفاق و شقاق باعلى درجه وجود دارد و اين نااتفاقى و ناجورى در عيش را به روى آنها بسته و زندگى را براى هر دو تلخ و حتى راه و رسم ملاقات و آميزش را بالكل مسدود كرده است ، نتائج و فوائدى كه از ازدواج و زناشوئى منظور بود به كلى معدوم شده سالهاى سال در غم و اندوه بسر مىشود ، ولى براى