حال ملاحظه كنيد كه قرآن مجيد در حق زنان چه معامله كرده است ولى قبلا تذكر اين نكته را لازم ميدانيم كه اكثر نويسندگان اروپا مدعى هستند كه در اسلام از مسائل و احكام آنچه كه هست تمام آن نقل از مذاهب ديگر است ، شارع اسلام از طرف خود يك مسئلهء تازهاى اضافه نكرده است . راجع بزنان و حقوق آنان قواعد و احكامى كه از عيسوى ، يهود ، هنود بوده شما همه را در بالا ملاحظه كرديد ، ذيلا ملاحظه كنيد و ببينيد كه اسلام همانها را نقل كرده و يا خود اصول و مسائل حكيمانهاى قائم كرده كه هيچ بفكر كسى نميرسيده است .
اول از همه قرآن اين نكته را خاطر نشان ساخته كه ميان زن و مرد يك علقهء فطرى وجود دارد و ديگر اينكه زن جزو اعظم معاشرت انسانى شمرده شده و موجب تسكين خاطر و تسلى مرد مىباشد .
أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً .
( روم )
براى شما از جنس خودتان جفتى بيافريد كه در بر او آرامش يافته و با هم انس گيريد و ميان شما رأفت و مهربانى برقرار فرمود .
آن وقت در پيرايههاى مختلف ظاهر كرده كه مرد و زن دو همدم و دو يار هم كفه و همپايهاند و هر يك از اين دو به ديگرى نيازمند مىباشد ، تعلقات اين دو ، قابليت و استعداد اين دو و بالاخره حقوق آنها مساوى هم و در يك رديف قرار دارند .
هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ .
( بقره )
لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ
آنها لباس شما و شما لباس آنها هستيد حقوقى كه مردان بر زنان دارند همانند آن حقوق زنانست بر مردان .
در تعلقات قرابت مدارجى كه هست از ميان آنها مرد و زن در يك درجهاند ، از جمله مادر و پدر مساوى همند ، يا برادر و خواهر حيثيتشان يكى است ، عم و عمه در مرتبه يكسانند . حال نگاه كنيد در قرآن مجيد هر جا كه ذكرى از پدر و مادر شده چگونه آنها را در يك رديف قرار داده است .