لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ .
وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ .
فرزندانتان را نكشيد .
و همچنين در نظر بسيارى از مشركان عمل كشتن فرزندان را بتهاى ايشان نيكو نموده و آن را مستحسن جلوه دادهاند .
حقوق زن
راجع بحقوق زن كه نصف حصهء انسانى است در ممالك مختلف دنيا هزارها قانون وضع و تدوين شده ليكن تعجب در اين است كه تا وقتى كه اسلام در دنيا ظاهر نشده بود اين جنس لطيف نائل به حقوق حقهء خود نبوده و بوى ظلم ميشده است .
ممالك مختلف دنيا را فطرت در خصوصيات و صفات اختصاصى ممتاز از هم پديد آورده ، از ميان آنها قانونگذارى تخصيص بروم داشته است ، آرى ، همانطور كه فلسفه به يونان ، مجسمهسازى به ايتالى ، نفاست پسندى بايران شهرت عام داشت همينطور قانون روم هم در تمام دنيا افضل و اعلى شناخته ميشد و حتى امروز هم قانون روم سنگ بنياد تمام قوانين اروپا مىباشد . در اين قانون كه گل سر سبدش ميگفتند حقوقى كه براى زن شناخته شده بود اين بوده است كه بعد از ازدواج و رفتن به شوهر ملك زرخريد مرد محسوب شده و تمام دارائى او جزء ما يملك شوهر ميشد ، او از زر و مال آنچه پيدا ميكرد تماما متعلق به شوهر بوده است ، متصدى هيچ شغل و مقامى نميتوانست بشود ، از كسى نميتوانست ضمانت كند ، عهد و پيمانى نميتوانست با كسى ببندد ، تا آنجا كه هنگام مرگ نميتوانست وصيت كند « 1 » .
وقتى كه امپراطورى روم مذهب مسيحى را قبول نمود اصلاحات چندى در اين خصوص به عمل آمده ليكن تمامى آن موقتى بود ، يعنى پس از چندى باز همان اصول و مقررات كهنه برقرار ميگرديد .
در سال 586 ميلادى مجلس بزرگى براى حل اين مسأله در اروپا منعقد شد كه آيا زن داراى روح هست يا نه ، اين مجلس نهايت وسعت نظر و بخشندگى نشان داده
هامش
( 1 ) - انسائيكلوپيديا بريطانى ، لفظ « زن » ( مؤلف ) .