غالى بوده و آنها را بالاتر از درجهء انسان تصور مينمودند و همين خيال بوده است كه رام ، كرشن ، زردشت و حضرت عيسى را عين خدا يا دست كم مظهر خدا ساخته بود . اسلام با نهايت آزادى . با نهايت دليرى و سختى و بالاخره با آهنگ بلند نشان داد كه انبياء از دائره بشريت ذرهاى خارج نيستند .
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ
( نساء )
قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ .
( انعام )
وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ .
بگو اى محمد كه من مانند شما آدمى هستم ، به من وحى آمده كه خداى شما واحد و يگانه است .
هرگز مسيح از بندهء خدا بودن ابا و استنكاف ندارد .
اى محمد بگو كه من نميگويم كه خزائن خدا نزد من است و عالم به غيب نيستم و نيز نميگويم كه من فرشتهام ، متابعت و پيروى نميكنم مگر آنچه را كه به من وحى مىشود .
( اى محمد بگو ) اگر من از غيب آگاه بودم هر آئينه منافع زياد بدست مىآوردم .
كليهء مذاهبى كه در دنيا گذشتهاند همهشان نبوت را تالى ربوبيت يا لااقل قريب به آن دانستهاند و اين افتخار فقط براى اسلام حاصل است كه حدود اين دو را به كلى از هم جدا ساخته است .
خوب ملاحظه كنيد ، ما مسلمانان آن حضرت ص را از همهء انبياء افضل و برتر و بالاتر ميدانيم ، مع هذا حضرت ابراهيم را خليل اللّه و موسى را كليم اللّه و حضرت عيسى ع را روح اللّه ميخوانيم بر خلاف آن حضرت را كه بلقب رسول اللّه صرف ياد ميكنيم .
تنها اين نيست بلكه در نمازها وقتى كه شهادت ادا ميكنيم پيش از اقرار برسالت لفظ « عبده » آورده ميگوئيم اشهد ان محمدا عبده و رسوله يعنى شهادت مىدهم كه محمد بندهء خداست و بعد رسول اللّه است ، براى چه ؟ براى اينكه كمال توحيد خدا در اين است