عقائد تفصيلى
ذات و صفات بارى
مسألهاى كه در عقائد مهمتر از همه و در رأس تمام مسائل واقع است همانا مسئلهء وجود خدا و ذات و صفات او مىباشد . خوب ملاحظه كنيد و ببينيد كه در اين مسئلهء اساسى و ضرورى چگونه تمام اهل مذاهب بلكه تمام عالم بخطا رفته و گرفتار اشتباهات و خبط و خطاهاى عجيب و غريب بودهاند . عيسوى معتقد بسه خدا بوده و آن سه را يك و يكى را سه ميدانسته است و اين اجتماع نقيضين بفهم خود او هم نمىآمده ، ليكن ميگفته كه عقيده را لازم نيست انسان بفهمد . مصرى به هزاران خدا اعتراف داشته است ، زردشتى از فهم اين مطلب عاجز بوده كه چگونه مىشود نيكى و بدى را صادر از يك خدا دانست و لذا براى هر يك خدائى جداگانه قائل بود . هندوها دست كم سه خدا داشتهاند كه عبارت است از - برمها ، بشن ، مهيش ، اما اوتار و اوتاد و آن به هزارها ميرسيده است . البته يهود قائل بيك خدا بوده ليكن صفاتى را كه به خدا منسوب ميداشت وى را در رديف يك آدم عادى و معمول قرار ميداد .
اين بود حال آنهائى كه قائل به خدا ( بهر صورتى ميخواهد باشد ) بودهاند و اما كسانى كه از اصل عقيده به خدا نداشته موسوم باسامى مختلف بودهاند از قبيل زنديق ، دهريه ، ماديون و غيره .
دنيا در اين تاريكى عالمگير بوده كه يكدفعه اسلام ظهور نموده و پردهء تمامى اين افكار و خيالات و معتقدات را از هم دريده نشان داد كه خدا واحد محض است و از زمان و مكان ، جهت و اشاره ، تحت و فوق و بالاخره از هر گونه قيود و حدود و خصوصيات