تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 116

مساهمون:

صعلم كلام جديد ١١٦
اسلام اين گونه تقليد را شرك قرار داده و صريحا ميگويد كه : -
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
( توبه آيه 31 ) عيسويان و يهوديان خدا را ترك گفته احبار و رهبانهاشان را خداى خود قرار داده‌اند . اين آيه وقتى كه نازل شد اهل كتاب با كمال تعجب گفتند ما كجا احبار و رهبان را خدا ميگوئيم ، آن حضرت فرمود شما عقيده داريد كه هر چه را بطريك حلال كرد آن چيز حلال مىشود و هر چه را كه او حرام دانست حلال ميگردد . و همين مضمون است كه در جاى ديگر چنين نازل شده : -
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ .
( عمران آيه 64 ) بگو اى اهل كتاب بيائيد از اين كلمهء حق كه ميان ما و شما يكسان است پيروى كنيم كه بجز خداى يكتا را نپرستيم و چيزى را با او شريك قرار ندهيم و برخى از ما برخى ديگر را بجاى خدا بربوبيت تعظيم نكنيم . اين قسم آزادى كه اسلام آورد نتيجهء آن اين بوده كه در ميان صحابه هر چند از حيث درجه و مقام بين آنها تفاوت و اختلاف وجود داشته ، ليكن در عقائد احدى مقلد ديگرى نبوده است . يك بدوى جاهل هم در عقائد حتى از يك صحابى بزرگ عاليمقام تقليد نميكرده است ، بلكه از فهم و درايت شخصى خود كار ميگرفت و از اثر همين است كه هر چند در دوره‌هاى بعد وقتى كه اسلام رو به تنزل نهاد تقليد رايج گرديد ، ليكن اين مسأله تا بامروز مسلم مانده كه « لا يجوز التقليد فى العقائد » يعنى تقليد در عقائد جائز و روا نيست . همين هدايت اسلام بود كه در يك هزار سال بعد بفكر لوتر آمده و روى آن اين مرد بزرگ اروپا را از رقيت و غلامى نجات و آزادى بخشيد . در حقيقت ، اساس هر نوع آزادى مذهبى در اروپا گوئى روى همين هدايت اسلام قائم شده و قائم هست .
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 116 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني