تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 114

مساهمون:

صعلم كلام جديد ١١٤
قائل به يزدان و اهريمن دو اصل بوده‌اند . البته يهود قائل به توحيد بوده ليكن خدا را جسم ميدانسته و صفاتى مثل صفات انسانى در او قائل بوده و با انسان در يك رديف بلكه نازلتر قرار ميداد ، اعراب يا هيچ قائل به خدا نبودند و يا اگر بودند خدائى بود كه داراى بنات زياد ( يعنى فرشتگان ) بوده است . فرقه‌هاى زيادى هم براى هر روز يك خداى جداگانه قائل بودند . و اين جزء فطرت انسان است كه هر خيالى كه در دل او مىآيد آن خيال مأخوذ از واقعات ، روايات ، افكار و خيالاتى است كه در محيط او رايج و منتشر مىباشد . حال غور كنيد كه اگر از روى اين اصل يا فطرتى كه گفته شد خيالى در دل آن حضرت ص راجع به خدا مىآمد ميبايست جنس خدائى باشد كه در آن زمان بين مردم شايع و منتشر بوده - است ، ليكن خدائى را كه او تلقين نمود خدائى بود كه يكتاى محض است ، خدائى - است بىهمتا كه نه در ذات و نه در صفات و افعال به هيچ وجه شريك و انبازى ندارد ، خدائى كه نه در زمين است و نه در آسمان ، نه بالاست و نه پائين ، نه يمين است و نه يسار ، نه در زمان است و نه در مكان و در عين حال همه جا هست . از هر ذره‌اى با خبر و همه را يكان‌يكان ميداند ، صداى پاى مور را ميشنود . از رازهاى سربستهء دل ما واقف است ، يك خداى بدين پايه منزه ، بدينسان كامل و بالاتر از انديشه ، انسان چگونه با فكر شخصى ميتوانسته آن را پيدا كند ؟ بلكه همان خدا آرى خدائى كه موصوف به اين صفات است توانسته اين خيال را در او پديد بياورد . عيسويان چقدر كوشش كرده‌اند كه اين را ثابت كنند كه آن حضرت ص خواندن و نوشتن را بلد بوده و از توراة و انجيل واقف و از جرجيس نام يك نفر عيسوى تعليم گرفته بود و اگر اين حرف صحيح باشد بازهم نسبت به خدا اين خيال براى آن حضرت پيدا شدن زياده بعيد بلكه محال بوده است ، زيرا كه توراة و انجيل و نيز معلم مسيحى آن زمان خدائى را ميتوانستند به او تلقين كنند كه خداى خود آنها بوده است ، كانت هنرى د . - كاسترى عالم شهير فرانسه در كتاب اسلام خود مىنويسد : معلوم كردن رواياتى كه از آن ثابت گردد كه محمد ( ص ) عقائد عيسويان ، يهوديان و ستاره‌پرستان را بالمشافهه
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 114 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني