نيستند بلكه در عداد كيفيات ميباشند و با اين صورت در جسم چنان كه ملاحظه شد اثر مىكنند .
« همچنانكه انسان خود از اين كيفيات متأثر مىشود در بعضى افراد انسان اين قوه بقدرى قوى و شديد است كه بر ديگرى هم تاثير مىكند ، اين قوه در انسانها « على قدر مراتب » قوى و ضعيف مىشود و در بعضى انسانها بقدرى قوى مىشود كه از وى افعالى نهايت عجيب و غريب سر مىزند .
« در هر شخص كه اين قوه جبلى و فطرى شد و آن شخص هم مقدس و پاكدامن و پاكيزه خو باشد و قوهء مزبور را در مقاصد حسنه به كار برد او نبى يا ولى مىباشد برعكس اگر با داشتن اين قوه فطرتا بد طينت و شرير باشد و اين قوه را در كارهاى بد صرف كند جادوگر و شعبدهباز است . »
امام غزالى در معارج القدس در آنجا كه از مختصات انبياء سخن ميراند مىنويسد :
و لا ينكر ان يكون من القوى النفسانيه ما هو اقوى فعلا و تاثيرا من انفسنا نحن و حتى لا يقتصر فعلها فى العادة الّتي رسم لها و هو بدنها بل اذا شاءت احدثت فى مادة العالم ما يتصوره فى نفسها و هيچ بعيد نيست كه قواى نفسانى بعضى افراد طورى باشد كه قوه و تاثير آنها از نفوس ما فزونى داشته تا اين حد كه اثر آنها محدود در جسم آنها نباشد بلكه همانطور كه در اجسام خود مىتوانند تاثير بخشند در مادهء عالم هم بتوانند تاثير كنند .
بو على سينا راجع به قوهء نفسانى بيانى كه نموده است به كلى مطابق با تحقيقات جديد مىباشد . صاحبان اسپريچوليزم اعتراف دارند كه روح يك موجود مستقل جداگانه - است و اين خارق عادات از آثار و تراوشات او مىباشد . كسانى كه قائل بروح نيستند آنها هم از اين مشاهدات و تجربيات ناچارند تصديق كنند كه در انسان يك چنين قوهاى - است كه از وى خارق عاداتى ظاهر مىشود كه آن از جسم و ماده ظاهر نميشود ، چنان كه در اين باب شهاداتى كه علماى عصر حاضر اروپا دادهاند ما آنها را در بالا مذكور داشتيم .
غرض خوارق عادات از آن چيزها نيست كه تنها روى آن بشود بيك مذهب نسبت بطلان داد ، البته اين قدر هست كه چون خرق عادت يك امر ساده و معمول نيست بايد
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 111
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ١١١