مقدمة بايد دانست كه هميشه اصحاب حس يعنى آنهائى كه تحقيقاتشان محدود باجسام و خواص اجسام بوده است از خرق عادت انكار كردهاند و اين حال در اروپا هم بوده و آن تا مدتى ادامه داشته است تا آنكه فرقهاى پيدا شد كه بمطالعات و تحقيقات روح و آثار آن پرداخته و پس از تجارب زياد مدعى شدند كه روح چيزى است جداگانه از جسم و قوا و ادراكات وى به كلى مجزا و علىحدهاند . روح از هزاران فرسنگ ميتواند بىوساطت حواس ببيند . ميتواند بشنود و همين اوست كه واقعات آينده را ميتواند درك كند و اثر خود را تا فرسنگها ميتواند برساند ، غرض بوسيلهء روح افعال غريب زيادى از انسان سر مىزند كه آنها را خرق عادت ميگويند .
فرقهء مزبور اين دعوى خود را با آهنگ بلند و رسائى ظاهر كردند كه آوازهاش همه جا پيچيده و مردم را به طرف تحقيقات روح متوجه ساخت . بالاخره در 1869 ميلادى مجلس بسيار مهمى براى تحقيق در اين مسائل در لندن منعقد شد كه اركان آن اشخاص زير بودهاند :
سرجان ليگ عضو پارلمان رئيس انجمن .
پرفسور هكسلى عالم طبيعيات .
لوئيس فيزيكدان معروف .
آلفرد ويلز همعصر دارون و همكار او در مسأله نشو و ارتقاء .
مارگن رئيس انجمن علوم رياضى .
جان كوكس
علاوه بر علما و دانشمندان فوق فضلاى زياد ديگرى در اين مجلس عضويت داشتهاند و آنها مدت هيجده ماه در اين موضوع مشغول تحقيقات بودند . در آخر گزارشى كه تهيه نمودند يك قسمت آن اين است : « مجلس مدار رأى خويشتن را فقط بر تجاربى نهاده كه خود برأى العين مشاهده كرده است ، بطورى كه در آن جاى شك و شبههاى باقى نمانده . در اين مجلس چهار خمس اعضاى آن كسانى بودهاند كه در شروع امر جدا منكر اين گونه واقعات يعنى خرق عادت بودهاند و معتقد بودند كه در اين قضايا از فريب و شعبدهبازى
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 104
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ١٠٤