مىنويسد كه چون براى من در اين واقعات يقين قطعى حاصل شده لذا اين را يك ناجوانمردى اخلاقى ميدانم كه در اظهار و افشاء آنها روى اين تأمل و تعلل روا دارم كه نكتهچينان به اين حرفهاى من خواهند خنديد . »
در ميان ماديون دكتر جارج سكستون فاضلتر از همه است . اين مرد با بقاء روح و طرفداران آن جدا مخالف بوده و بر اين مسائل و امور حملات سخت و شديد مينموده است . مشار اليه براى اينكه طرارى و شعوذههاى روحيون را نشان داده باشد بدان طرف توجه نموده و مدت پانزده سال در اين امر به مجاهدت ميپرداخت . او در آخر چنين ميگويد « من مخصوصا در منزلم جائى كه جز اقارب و احبابم كسى حضور نداشت بىوساطت شخص ديگرى آن را بمورد آزمايش و عمل گزارده و مردگانى كه با آنها حرف زدم تمام از اقارب و ارحام من بوده كه مدتها از اين جهان در گذشته بودند »
باركس زمينشناس معروف در يكى از مجلات علمى نوشته است كه من تمامى كتابهائى را كه بر رد روح نوشته شده بود خوانده و با همه آن اشخاص مناظره كردهام ، ليكن من اين مشاهدات را با چشم خويش ديده و مدت ده سال هم مشغول عمل و تجربه بودهام تا اينكه امروز ميتوانم در اين مشاهدات روى علم و درايت صحبت دارم . »
مارگن استاد رياضيات شهادت ميدهد كه « من آنچه را كه با چشمانم ديده و نيز آنچه را كه با گوشهاى خودم شنيدهام اطمينانى به من داده كه حتى احتمال شك هم باقى نمانده است » .
بالاتر از همه شهادتى است كه « رسل ويلز » در اين باب داده است . نامبرده از فضلاى معروف و همكار دارون و حتى با او همپايه شمرده مىشود و در ايجادات دارون شركت داشته است ، او كتابى در اين موضوع تأليف نموده كه نام آن عجائب روح مىباشد .
در اين كتاب او مىنويسد من يك نفر دهرى صرف بودم و در طريقهء خودم ثابت و هيچ به خيالم نمىگذشت كه من بتوانم روزى معترف بروح باشم و يا قائل به اين گردم كه در اين عالم جز ماده چيز ديگرى بتواند اثرى از خود پديد آرد ، ليكن مشاهدات حيرتانگيز مجبورم ساخت كه من اين چيزها را حقيقى و واقعى تصديق كنم ، اگر چه تا آن وقت
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 106
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ١٠٦