مسلم نمىداشتم كه اين آثار از ارواح ممكن است بروز كند ليكن اين مشاهدات رفته رفته بر عقلم غالب آمده ولى نه بطريق استدلال و صحبت بلكه از اثر مشاهدات متوالى و پىدرپى كه در نتيجه جز اقرار بروح براى من مفرى نبوده است » .
پروفسور اليست رئيس انجمن علمى امريكا در يكى از مجلات علمى چنين مىنويسد :
« در چند روز اول حتى از خيال اين هم كه ناگزير به نوشتن چنين واقعهاى هستم در زحمت بودم اما حالا مىبينم اگر بخواهم اعتقادم را از بىدينى پوشيده بدارم هرآينه از ترقى عقلانى خودم كاستهام . من خود تمامى اين مشاهدات صحيح و درست را ديده نمىتوانم حالا آنها را مكتوم نگاهدارم و گرنه مرتكب جبن و بزدلى اخلاقى خواهم شد » .
زولنر هيئتدان مشهور آلمانى نيز متوجه اين تحقيقات شده و فضلاى معروف چندى با او در اين امر شركت كرده كه اسامى بعضى بدين قرار است :
و يبر
فيشنر عالم طبيعى و استاد دانشگاه .
وندت فاضل دانشمند معروف و استاد دانشگاه .
بالاخره پس از پژوهش و بازجوئى زياد ، اين فضلا تظاهرات و كرشمههاى عجيب و غريب روح را اعتراف كردند . در اعتراف زولنر كه چون از علماى بزرگ نامى بشمار مىآمده مردم خيال كردند كه شايد او فريب خورده باشد چنان كه چند نفر از پروفسورهاى - مشهور اين خاطره را در جرائد انتشار دادند و روى اين ، زولنر رسالهاى نوشت كه نام آن ( اوراق علميه ) مىباشد . فاضل مشار اليه در اين رساله با حرارت و جوشى حواله بمشاهدات خود داده و دلائلى بر صحت آنها اقامه كرده است .
در سال 1891 كنفرانس علمى كه منعقد شد در يكى از جلسات آن پروفسور لووج رياضىدان مشهور نطقى ايراد كرد و در طى بيان راجعهء بروح چنين گفت « حال وقت آن رسيده است كه حد فاصلى كه ميان عالم مادى و روحانى تاكنون بود شكسته شود ، همچنانكه بسيارى از حدود شكسته شدهاند ، از اين طريقه ثابت خواهد شد كه
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 107
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ١٠٧