اين مطلب در بالا گفته شد كه پيغمبر در قومى كه مبعوث مىشود در شريعت او جانب رسوم و عادات و خصوصيات آن قوم بطور خاصى رعايت مىشود ، ليكن پيغمبرى كه براى تمام عام مبعوث شده در طريقهء تعليم او اين اصل عملى و قابل اجرا نيست چه او نه براى تمام اقوام دنيا هر يك جداگانه شريعتى ميتواند وضع كند و نه اينكه تمام عوائد و رسوم و خصوصيات اقوام ممكن است با هم يكى بشود و لذا او اول به تربيت و تعليم قوم خويش شروع مىكند و آنها را نمونهء محاسن و اخلاق براى ديگران قرار ميدهد و اين قوم در حقيقت بمنزلهء اعضاء و جوارح او خواهد بود و روى همين نمونه او يعنى پيغمبر دائرهء تعليمات و دستورات خود را وسعت و بسط ميدهد . در شريعت او گرچه بيشتر قواعد كلى و اصول عامى است كه تقريبا در تمام اقوام دنيا مشترك مىباشد و با وجود اين ، عوائد و رسوم و خصوصيات قوم يعنى قوم خودش بيشتر مراعات مىشود ليكن احكامى كه روى اين حالات و عادات قائم ميگردد پابندى آنها مقصود بالذات نيست و چندان هم تقويت و پشتيبانى يا ابرام زياد نسبت به آنها نميشود .
اين اصول را شاه ولى الله در حجة اللّه البالغه ( صفحهء 123 ) شرح و بسط داده چنين مىنويسد :
و هذا الامام الذي يجمع الامم على ملة واحدة يحتاج الى اصول اخرى غير الاصول المذكوره فيما سبق منها ان يدعوا قوما الى السنة الراشده و يزكيهم و يصلح شانهم ثم يتخذهم بمنزلة جوارحه و ذالك لان هذا الامام نفسه لا يتأتى منه مجاهدة امم غير محصوره و اذا كان كذلك وجب آن يكون مادة شريعته ما هو بمنزلة المذاهب الطبعى لاهل الاقاليم الصالحه اين پيشوا كه تمام ملل و اقوام را ميخواهد بيك مذهب بياورد علاوه بر اصول فوق باصول ديگرى احتياج دارد كه از آن جمله اين است كه قومش را به رشد و هدى دعوت و اصلاح مىكند و مهذب و پاكيزهشان ساخته و بعد آنها را دست و بازوى خود قرار ميدهد ، چه اين امام چگونه ميتواند دست باصلاح اقوام بيشمار دنيا زده ( براى هر كدام شريعتى جداگانه بياورد ) و لذا شريعتش بر اساسى بايد قرار گيرد كه مذهب فطرى تمام عرب و عجم باشد مع هذا اصول
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 99
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ٩٩