غرض باقتضاى اين ادراك روحانى سلسله بسلسله يا دور بدور اصول و قواعد ، عقائد و اعمال زيادى قائم ميگردد . ليكن چون اين قوه در تمامى افراد يكسان باشد نيست و چون كمال روحانى انسان موقوف بر اين است كه از نظر روحانى در نيكى و بدى ، پسند و ناپسند قانون مكملى درست شود لذا خداوند در هر چند مدتى شخصى را پديد مىآورد كه قابل القاء وحى الهى مىباشد . اين شخص منظور نظر خاص خدا مىباشد .
از او تعليم مىيابد و در دامن او تربيت و پرورش مىشود . به او شريعت عطا ميگردد . به تمام مردم حكم مىشود بامر و نهى وى گردن نهند و به آنچه او ميگويد عمل نمايند ، ليكن آنچه كه مىشود تماما اقتضاى فطرت انسان و لازمهء صورت نوعيهء او مىباشد :
فان قيل من اين وجب على الانسان ان يصلى و من اين وجب عليه ان ينقاد للرسول و من اين حرم عليه الزنا و السرقة فالجواب وجب عليه هذا و حرم عليه ذالك من حيث و حبب على البهائم ان ترعى الحشيش و حرم عليها اكل اللحوم و من حيث وجب على النحل ان تتبع اليعسوب الا ان الحيوان استوجب تلقى علومها الهاما جبليا و استوجب الانسان تلقى علومه كسبا و نظريا و وحيا و تقليدا .
( حجة اللّه البالغه صفحهء 33 ) پس اگر يكى بگويد كه چرا بر انسان نماز فرض شده و براى چه اطاعت از رسول و احتراز از زنا و سرقت واجب آمده است جوابش اين است كه همانطور كه بر چرندگان چريدن علف فرض شده نه خوردن گوشت ، همانطور كه بر زنبور عسل واجب شده كه يعسوب اميرشان را اطاعت كنند همين طور بر آدمى اين واجب و آن حرام گرديده است و فرقى كه درين ميان وجود دارد اين است كه علوم حيوان از الهام جبلى حاصل مىشود بر خلاف انسان كه علوم و اطلاعاتش را از كسب و نظر و وحى و تقليد بدست مىآورد .
امام غزالى در معارج القدس حقيقت نبوت را مفصلتر از سايرين بيان نموده - است و چون نقل همه آن در اينجا از نظر مقام و موقع موزون نبود لذا آن را جزو ضميمهء كتاب نموده فقط شرحى را كه در كتاب المنقذ من الضلال و احياء العلوم درينباب نوشته است ما خلاصهء آن را ذيلا به نظر خوانندگان ميرسانيم :
انسان به لحاظ اصل خلقت جاهل پديد آمده است . وقتى كه به هستى قدم ميگذارد
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 85
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ٨٥