اين مرد بزرگ بعد از آنكه ثابت مىكند كه نبوت فقط نام كمال قوهء نظرى و عملى - است و معجزه و امثال آن را در آن هيچ دخلى نيست چنين مىنويسد :
و من جملة الآيات الدالة على صحة ما ذكرناه انه تعالى لما حكى عن الكفار انهم طلبوا منه المعجزات القاهره فى قوله تعالى و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الارض ينبوعا ثم انه تعالى قال قل سبحان ربى هل كنت الا بشرا رسولا يعنى كون الشخص انسانا موصوفا بالرسالة معناه كونه كاملا فى قوة النظرية و العملية و قادر اعلى معالجة الناقصين فى هاتين القوتين و ليس يلزم من حصول هذه الصفة كونه قادرا على الاحوال الّتي طلبتموها منه .
از جمله آياتى كه دليل است بر صحت آنچه را كه ما ذكر كرديم يكى اين است كه وقتى كه خدا اين قول كفار را نقل مىكند كه آنها از پيغمبر تقاضاى معجزه نموده و گفتند اى محمد ما به تو ايمان نخواهيم آورد مگر اينكه چشمهاى براى ما از زمين بيرون بياورى . . .
آن وقت در جواب آنها خدا ميفرمايد به آنها بگو سبحان اللّه مگر من جز اينكه بشرى هستم فرستادهء خدا ؟ يعنى پيغمبر بودن يك آدم فقط موقوف است بر اينكه در قوهء نظرى و عملى كامل باشد و كسانى را هم كه در وجود ناقصند بتواند كامل كند و از اين هيچ لازم نمىآيد كه او قادر بر امورى باشد يعنى معجزه كه شما از او مطالبه ميكنيد .
عالم شهير شاه ولى الله در حجة اللّه البالغه ماهيت نبوت را با كمال نكتهسنجى و حقيقتشناسى برشتهء تحرير درآورده است ، چنان كه ما مضمون او را در همان الفاظ و عبارات خودش بدون اينكه حرفى از خود بر آن اضافه كنيم ذيلا به نظر خوانندگان ميرسانيم :
« براى كشف اين مطلب كه مكلف شدن انسان و قائم گرديدن شرايع و اديان تماما از امور فطرى ميباشند بايد در سلسلهء كائنات غور و خوض نمود و اول از همه در نباتات تدبر و تأمل كرد . شما درختان را ملاحظه كنيد و ببينيد كه آنها هزاران و صدها هزار قسمند ، ليكن شاخهها ، برگها ، شكوفهها و گلهاى هر يك و نيز شكل و بو و ذائقهء ميوهها تماما مختلف و هر يك غير از ديگرى است . اين اختلافات از لوازم و
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 82
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ٨٢