مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ
( رعد )
وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ .
( عنكبوت ) گمراه و هر كه را كه بدرگاه او تضرع و انابه كند هدايت مىكند .
كافران ( از روى اعتراض ) گفتند اين مرد اگر رسول خدايست چرا بر او معجزاتى از جانب خدا نازل نشد . اى پيغمبر بگو معجزات نزد خدا و بامر خداست . من كه رسولم جز اينكه خلق را از انتقام خدا بترسانم وظيفهاى ندارم .
در سورهء بنى اسرائيل مذكور است كه منكرين ميگويند ما آن وقت به تو ايمان مىآوريم كه از زمين چشمهاى براى ما بيرون آرى ، يا اينكه تو را باغى از خرما و انگور باشد كه در ميان آن باغ نهرهاى آب جارى گردد ، يا آنكه بنا بر وعدهء تو آسمان بر سر ما فرو افتد ، يا آنكه خدا با فرشتگانش را مقابل ما حاضر آرى يا اينكه داراى خانهاى از زر باشى و يا به آسمان بالا به روى . . . در جواب همه اينها خدا ميگويد :
قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا .
بگو به آنها « سبحان الله » مگر من جز اينكه بشرى فرستادهء خدا هستم ؟
در اينجا نكتهء قابل ملاحظه اين است كه كفار چيزهائى را كه اقتراح و تقاضا ميكردند ناممكن و محال نبودند ، با اين صورت خدا از ظاهر كردن آنها اعراض كرده كه مقصود از آن اظهار اين مطلب است كه هر چند اين امور تحت اختيار خدا مىباشد ، ليكن در ثبوت نبوت آنها را پيش كشيدن مردم را در اشتباه قديم مبتلا نگاهداشتن - است ، و گرنه آن يعنى انكار از پيش كشيدن خرق عادت مبنى بر اين نبوده كه خدا قادر بر آن نيست ، چنان كه در يك آيه خدا خود فرمايد :
وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ قادِرٌ عَلى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ .
( انعام ) كفار ميگويند چرا بر محمد از جانب خدا معجزهاى فرود نيامد . بگو به آنها كه خدا قدرت و توانائى اين را دارد كه معجزهاى فرستد اما بيشتر مردم جاهل و نادانند . ! !
امام رازى در تفسير اين آيه
« وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ »
مىنويسد :