كه چيزهائى كه فوق بشريتند در پيغمبر وجود ندارد .
قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ .
( انعام )
قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ .
( اعراف ) اى پيغمبر به اين مردم بگو كه من نميگويم كه خزانههاى خدا نزد منند و نه اينكه غيب ميدانم و نيز نميگويم كه من فرشتهام فقط آنچه را كه بر من وحى مىشود پيروى ميكنم .
اى پيغمبر به اين مردم بگو كه نفع و ضرر شخصى من هم در اختيارم نيست .
براستى هر چه را خدا ميخواهد همان مىشود و اگر من غيب ميدانستم هرآينه استفادههاى زياد داشته و گزندى به من نميرسد .
فقط من براى كسانى كه ايمان مىآورند بشارت ده و بيمدهندهام .
گرچه اين مسأله نهايت درجه دقيق و باريك و به كلى مخالف با معتقدات عوام بوده است ، ليكن آن را با دقت و اهتمامى تلقين نموده كه تا قرون اوليه براى احدى درينباب سوء تفاهمى پيدا نشد . پس از آن اين فكر غلط و اشتباه ازلى و عالمگير را كه بين نبوت و معجزه تلازم قائل بودند رفع نمود .
منكرين كه مطالبهء معجزه ميكردند و نبوت را موقوف بر آن ميدانستند جواب آنها را بطرق مختلفه داده ليكن در هر مورد اين حقيقت را ظاهر ساخته كه نبوت موقوف بر معجزه نيست و تلازمى با هم ندارند :
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
( رعد )
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ
كفار بطعنه ميگويند كه چرا خدا بر او آيت و معجزى نفرستاد « بايد بدانند كه » تنها وظيفهء تو اندرز و ترسانيدن از نافرمانى خداست و هر قومى را از طرف خدا رهنمائى است .
كافران ميگويند چرا آيت يعنى معجزه - اى از خدا بر اثبات نبوت او نازل نشد .
به آنها بگو كه خدا هر كه را خواهد