حقيقت نبوت
( مسئلهء چهارم )
راجع بحقيقت نبوت و اصول و شرايط آن بياناتى كه اشاعره كردهاند تمام آن در بالا گذشت . امام غزالى ، رازى و غيره اين مسائل را در تأليفات عام خود موافق مذاق اشاعره شرح دادهاند ، ليكن در تصنيفات مخصوص خود آنها را مطابق فكر بلند و تحقيقات خاص خودشان بيان نموده و اين را هم مخصوصا تصريح كردهاند كه طريقهء اشاعره غير كافى و پر از مشكلات است . امام رازى در مطالب عاليه چنين مىنويسد :
اعلم ان القائل بالنبوة فريقان احدهما الذين يقولون ان ظهور المعجزات على يده يدل على صدقه و هذا القول هو الطريق الاول و عليه عامة ارباب الملل و النحل و القول الثانى ان نقول انا نعرف اولا ان الحق و الصدق فى الاعتقادات ما هو و ان الصواب فى الاعمال ما هو فاذا عرفنا ذالك ثم رأينا انسانا يدعو الخلق الى الدين الحق و رأينا ان لقوله اثرا قويا فى صرف الحق من الباطل الى الحق عرفنا انه نبى صادق واجب الاتباع و هذا الطريق اقرب الى العقل و الشبهات فيه اقل .
قائلين بنبوت دو فرقهاند يكى از آنها بر آن رفته كه دليل بر صدق نبى ظاهر شدن معجزات است و آن ، طريقهء اول و قديم است و عامهء ارباب مذاهب دنيا بر اين عقيده ميباشند . اما طريقه ثانى و آن اينست كه قبلا اين را حل و معلوم داريم كه عقائد صحيح و حقه چيست ؟
و اعمال نيك و كارهاى خير و پسنديده كدامند ؟ پس از تحقيق اين امر وقتى كه ديده شد كه شخصى مردم را بدين حق دعوت مىكند و ديديم كه در سخنان او در انصراف مردم از باطل و توجه به حق اثرى نهايت قوى موجود است ، اينجا براى ما يقين حاصل مىشود كه او پيغمبر صادق و واجب الاتباع است و اين طريقه بعقل نزديكتر و شبهاتى كه بتوان بر آن وارد كرد خيلى كمتر است .