تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 72

مساهمون:

صعلم كلام جديد ٧٢
بو على سينا هر چند وجوه و اسباب تمامى اين خرق عادات را بيان نمود مع هذا نام آنها را خرق عادت گذارده است كه از آن ظاهر ميگردد كه چيزى كه خلاف عادت عام مىباشد تعبير به خرق عادت مىشود ، هر چند كه آن در واقع با اصول قدرت مخالف نيست . شاه ولى الله آن را صاف صاف فيصله كرده در تقسيمات الهيه چنين مىنويسد : انما المعجزات و الكرامات امور اسبابيه غلب عليه السبوغ فباينت سائر الاسبابيات . يعنى معجزات و كرامات امورى هستند اسبابى ليكن بر آنها كمال غالب آمده و لذا از سائر امور اسبابى ممتاز شده‌اند . غرض بطور كلى در اين مسأله سواى اشاعره باقى فرق اسلامى تماما متفق هستند كه چيزى بر خلاف اصول قدرت نميتواند بوجود بيايد ، علىهذا وقتى كه يك فرقه يا يك شخص ( غير از اشاعره ) قائل بخرق عادت شد مرادش فقط اين خواهد بود كه امر مزبور بر خلاف عادت عام جاريه بوقوع پيوسته است نه اينكه آن در حقيقت خلاف اصول قدرت باشد . اختلافى كه اصلا پيدا مىشود سر ثبوت خرق عادت پيدا مىشود . راجع باصول يقين كردن به حوادث و واقعات ميان مردم نهايت درجه اختلاف است ، در نزد محققين براى يقين بواقعات اصولى كه هست بشرح زير است - . 1 - هر قدر كه يك واقعه موافق معمول عام بوده باشد همان قدر يقين بوقوع آن زياد خواهد بود و هر قدر كه آن بر خلاف عادت و خلاف معمول باشد همان قدر در يقين كردن آن محتاج بكاوش و جستجو خواهد بود . فرض كنيد يك آدم نهايت راستگوئى نقل كرد كه در فلان شهر باران آمده در قبول آن هيچ جاى ترديد باقى نمىماند ، ليكن اگر همان آدم بجاى باران بگويد كه خون باريد حالت يقين تبديل يافته و ثبوت واقعه محتاج بشهادت خيلى قوى خواهد بود . غرض از حيث واقعه تبديل به حيث شهادت مىشود 2 - صرف امكان يك واقعه كافى براى يقين بواقعه نيست .