زردشتيان معجزات زردشت را به تواتر ذكر ميكنند . غرض هر فرقهاى راجع بمذهب خودش واقعات زيادى بتواتر نقل مىكند ليكن آيا اين وقايع را ما يقينى تلقى ميكنيم ؟
يا آنها را قطعى ميدانيم ؟ . شايد گفته شود كه براى صحت روايت ، اسلام شرط است كه معنايش اينست كه فقط تواتر مسلمانان مفيد يقين مىباشد اما اين فيصلهء عجيب را مخالف چطور تسليم و قبول خواهد داشت ! ! .
شرحى كه تا اينجا گفته آمد تماما متعلق بامكان معجزه و وقوع آن بوده است .
حال فرض كنيد كه معجزه ممكن هم هست و واقع هم مىشود و از روى تواتر ثابت هم ميتوان كرد ، ليكن اين مرحله هنوز هم باقى است ، توضيح اينكه از معجزه چگونه ميتوان استدلال بر نبوت نمود ؟ يا دليل بر پيغمبرى يك پيغمبر دانست ؟ . مثلا يك نفر ادعا مىكند و ميگويد من هندسه دانم و دليلى كه مىآورد اين است كه « من بيست روز متوالى ميتوانم گرسنه بمانم و چيزى نخورم » گو اين قضيه هر قدر هم عجيب و خارق عادت باشد اما از اين عمل هندسه دانى او چطور ثابت مىشود ؟ ، همچنين شخصى اظهار ميدارد كه من پيغمبر هستم كه معناش اين است كه من رهبر و رهنماى سعادت دارينم ولى اين دليل را براى اثبات دعوى خود اقامه مىكند كه عصا يا چوب دستى را اژدها نشان مىدهم .
هر چند كه او از عهدهء اين عمل هم برآمده و آن چقدر هم شگفتانگيز مىباشد اما پيغمبرى وى از اينجا چطور ثابت مىشود ؟ و بالاخره دليل را با دعوى چه ارتباطى است ؟
تقرير اين اعتراض مطابق تقرير امام رازى بود ليكن ابن رشد اين اعتراض را زياده مفصل و روشن بيان نموده كه خلاصهاش بقرار زير است : - از معجزه وقتى كه استدلال بر نبوت يك نبى ميكنند مقدمات دليل يعنى صغرى و كبراى برهان اين مىشود :
از نبى معجزه صادر مىشود ، هر كس كه از او معجزه صادر شد نبى مىباشد .
ثبوت مقدمات بالا موقوف بر ثابت بودن امور ذيل است :
1 - معجزه ممكن الوقوع است و واقع مىشود .
2 - از مدعى نبوت معجزه صادر شده .
3 - وجود اصل نبوت و پيغمبرى است .
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 64
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ٦٤