تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 61

مساهمون:

صعلم كلام جديد ٦١
عالم و فاضل گردند ، ممكن است وقتى كه من به خانه برگشتم الاغم بطلميوس شده و به خواندن مجسطى مشغول باشد ، يا آنچه مور و مگس كه در حياط منزل بودند تماما آدمى شده و در هندسه و منطق و الهيات دارند مباحثه ميكنند . بديهى است هر كسى يك چنين آدمى را انتها درجه ديوانه خواهد گفت . 3 - اگر يك نفر قطعه زمينى را به قدر كف دست ديده بگويد ممكن است اينجا بدون مهندس و معمار و بىاسباب و مصالح بنا به صورت كاخهاى مجلل و با شكوه ، نهرهاى آب ، باغات مصفا درآيند هر كس اين آدم را خواهد گفت كه دماغش معيوب شده و به كلى ديوانه است . از بيان بالا ثابت شد كه عقل بالبداهة اين را فيصله مىكند كه تمامى حادثات عالم موافق نظام مقرره و عادات مستمره بوقوع ميرسند و اين احتمال كه ممكن است بر خلاف آن باشد قدح كردن در بديهيات است « 1 » » . بهر حال معجزه را خرق عادت گفتن خود انكارى است از وجود معجزه و روى اين اصل بعضى اكابر اشاعره قيد خرق عادت را از تعريف معجزه خارج كرده‌اند . در شرح مواقف چنين مسطور است : و المعجزة عندنا ما يقصد به تصديق مدعى الرسالة و ان لم يكن خارقا للعادة در نزد ما تعريف معجزه آنست كه از آن تصديق مدعى نبوت مقصود باشد ، اگر چه آن خارق عادت نباشد . حال شما فرض كنيد كه خرق عادت ممكن است و معجزه هم نام خرق عادت مىباشد به اين معنى كه يك چيز بدون علت و اسباب بوجود بيايد ، يا اينكه با موجود بودن علت ، معلول وجود پيدا نكند . مثلا پيغمبرى را آتش نسوزانيده معناى آن اينست علت سوزاندن يعنى آتش موجود بود و آن نتوانسته است بسوزاند و يا مثلا پيغمبرى عصا را بر سنگ نواخته و چشمهء آب جارى شده است ، معنى آن اينست كه براى جارى شدن چشمه علتى در كار نه بوده مع هذا چشمه جارى شده است .
هامش
( 1 ) - تا اينجا ترجمهء لفظى عبارت اصلى امام رازى است .