ميتوان دانست و ساير اعمال مذهبى هم همين حكم را دارد كه آنچه كه مقصود اصلى است ميان همه مشترك و آنچه كه غير مشترك است مقصود اصلى نيست بلكه فرعى است .
3 - مقصد اصلى مذهب همانا اعتقاد به خدا ، پابندى اعمال حسنه و احتراز از اعمال قبيحه است . در هر شخصى كه اين معانى يافت شد بايستى او مستحق نجات باشد ليكن پيمبران علاوه بر اينها اقرار به نبوت خويش را هم جزو ايمان قرار ميدهند و ميگويند هر كس كه پيغمبرى آنها را تصديق ندارد او با وجود توحيد و اعمال حسنه ناجى نخواهد بود و اين امر صريحا خلاف عقل است .
4 - مذاهبى كه در دنيا موجودند در تمامى آنها مسائل بىپا و حرفهاى قابل اعتراض يافت ميشوند :
يهود خدا را مجسم باور دارد و تمامى اوصافى را كه در آدمهاى معمولى پيدا ميشوند براى او ثابت مىكند ، عيسائى قائل به ابوت و حلول و اتحاد است ، زردشتيها معتقد به دو خدا هستند ، در قرآن هم راجع به جبر و قدر آيات خيلى زيادى متناقض و معارض هم يافت مىشود .
پوشيده نماند ، امام رازى اين اعتراض را در مطالب عاليه بدين الفاظ بيان كرده است .
ان القرآن مملو من الجبر و القدر و الآيات الواردة فيها اكثر من عدد الرمال و الحصى و لا شك انها متناقضة و ان التوفيق بينها لا يحصل الا بتعسف شديد و هذا يدل على ان صاحب هذه الكتاب كان مضطرب الرأى فى الجبر و القدر غير جازم باحد الطرفين .
فقرهء اخير را ملاحظه ميكنيد چقدر سخت و تند و زننده است و به همين جهت هم ما جرأت نكرديم كه عبارت مزبور را ترجمه كنيم و مقصود از نقل آن ظاهر ساختن اين مطلب است كه بزرگان سلف ما با كمال بىتعصبى گوش بهر نوع اعتراضات معترضين داده و در تأليفات خود آن را درج كرده و جواب دادهاند بر خلاف علماى امروز ما ( با كمال تأسف ) اينطور تلقين ميكنند كه دشمن را ديديد مىآيد بايد چشمان خود را ببنديد . ! !
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 67
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ٦٧