تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 62

مساهمون:

صعلم كلام جديد ٦٢
در اين صورت اين بحث پيدا مىشود كه چگونه ميتوان به اين اطمينان نمود كه علت و سببى در اين كار موجود نبوده است ، خصوصا موافق مسلك اشاعره اين احتمال قوت پيدا مىكند ، چه آنها قائلند كه جن و شياطين قادر بر هر نوع خارق عادت ميباشند ، بعلاوه اين را هم معتقدند كه جن و شياطين مىشود در بدن انسان حلول كنند و اين وقت از آن آدم افعال عجيب و غريبى ممكن است سر بزند كه از اجنه و شياطين سر مىزند . حال فرض كنيد يك نفر مدعى نبوت خرق عادتى اظهار مىكند از كجا و چگونه ميتوان مطمئن شد كه آن در پرده فعل اجنه نباشد . اشاعره اين را هم قائلند كه از جادو هر نوع خرق عادتى ممكن است بروز كند تا اين حد كه آدمى به شكل الاغ و الاغ به شكل آدمى در بيايد و در اين صورت چطور ميتوان خاطر جمع شد كه خرق عادت مزبور اعجاز است و سحر نيست . شارح مواقف اين اعتراض را چنين جواب ميدهد كه « از سحر و جادو خرق عادت عظيم سر نميزند . جادوگر وقتى كه خرق عادت معظمى نشان ميدهد نميتواند دعوى نبوت كند و اگر بخواهد اين كار را بكند خدا جلو خرق عادت او را ميگيرد و عملش را خنثى مىكند ، ليكن اين جواب بالكل ناكافى و غير معقول است . اشاعره اين حرف را قبول دارند كه از سحر انسان ميتواند به هوا پرواز كند ، الاغ آدمى و آدمى الاغ بشود ، « 1 » از زمين چشمه‌ها جوشش كند بيرون بيايد . در جمادات حس و حركت پيدا بشود حال سؤال ميكنيم كه اينها خوارق عادات عظيم نيستند ؟ از اين گذشته تمام معجزات انبياء هم معظم نميباشند . اين امر كه جادوگر با اظهار خرق عادت نميتواند دعوى پيغمبرى كند صرف ادعاست و نميتوان دليلى براى آن آورد و چنانچه قبول شود كه از جادوگر خرق عادت عالىشان ممكن است بظهور و بروز برسد كه ميتواند بطور مسلم بگويد كه در حال دعوى نبوت اين قدرت از او سلب مىشود . عبد الله بن المقنع و همانند او خرق عادت
هامش
( 1 ) - امام رازى در تفسير كبير در قصهء هاروت و ماروت مىنويسد : اما اهل السنة فقد جوز و ان يقدر الساحر على ان يطير فى الهواء و يقلب الانسان حمارا و الحمار انسانا . ( مؤلف )