بسيار مهم و بزرگ نشان داده و ادعاى نبوت هم كردهاند . گذشته از همه از شعبدهجات ، نيرنگجات و مسمريزم و غيره امورى نهايت عجيب و غريب ظاهر مىشود و بنابراين چگونه ميتوان اطمينان حاصل كرد چيزى را كه به آن معجزه نام نهادهاند در آن شائبهء اين چيزها نبوده است .
غرض راجع بمعجزه تا وقتى كه اين احتمال باقى است كه آن ممكن است بواسطهء اسباب مخفى بظهور پيوسته باشد معلوم داشتن يك خرق عادت كه آن فى الواقع معجزه - است نهايت درجه صعب و مشكل مىباشد .
از اين اعتراض هم قطع نظر كرده شرط عدم معارضه از كجا و چطور ثابت مىشود ؟ يعنى چگونه مىشود ثابت كرد معجزهاى كه واقع شده لا جواب است و كسى نميتواند با آن معارضه كند . معلوم نيست مراد از عدم قدرت بر جواب چيست ؟ چنانچه مراد اين باشد كه در وقت اظهار معجزه كسى نتواند از عهدهء جواب برآيد پس ابن مقنع و امثال او را لازم مىآيد پيغمبر بدانيم زيرا كه خوارق عاداتى كه از آنها بظهور پيوسته در آن زمان كسى نتوانسته آنها را جواب گفته نظاير آنها را بياورد و اگر مراد اين است كه تا قيام قيامت نتواند كسى با آن معارضه كند اين پيشگوئى را از كجا ميتوان نمود كه تا قيامت كسى نميتواند آن را جواب گويد . در زمان حضرت موسى كسى جواب معجزهء او را نتوانست بدهد ، اما اين را از كجا و چطور ميتوان ثابت نمود كه تا قيامت كسى از عهدهء جواب آن نميتواند برآيد ! !
اگر تمامى اين امور قبول هم بشود اين بحث باقى خواهد ماند كه معجزه فقط براى كسانى حجت مىشود كه آن وقت موجود بودهاند و اما براى نسلهاى آينده علم و اطلاع بر آن از روى روايت صرف بدست مىآيد ، ليكن اين گونه روايات را چگونه ميتوان قطعى و يقينى ثابت نمود . تواتر از ميان اقسام روايات داراى درجهء بلندى است ، يعنى خبرى كه متواتر مىباشد آن را ميگويند يقينى است ، اما آيا همهء متواترات يقينى هستند ؟ . يهود به تواتر بيان مىكند كه در تورات تحريفى به عمل نيامده ، يهود و نصارى هر دو متفق اللفظ هستند و بتواتر نقل ميكنند كه حضرت عيسى مصلوب شده است .
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 63
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ٦٣