معجزه را اشاعره بدين گونه تعريف كردهاند كه از اظهار آن تصديق نبوت مقصود و براى آن هفت شرط قرار دادهاند .
1 - فعل خدا باشد .
2 - خارق عادت باشد .
3 - معارضهء با آن ناممكن باشد .
4 - از مدعى نبوت ظاهر شود .
5 - موافق با دعوى باشد .
6 - مكذب نبى نباشد .
7 - مقدم بر دعوى نباشد .
از ميان اين شروط دو شرط قابل بحث مىباشد . اولا اين شرط كه خارق عادت باشد مراد از آن چيست ؟ اگر مراد اين است كه بر خلاف اسباب و اصول فطرت باشد ، سؤال اين است كه معجزه واقع هم ميتواند بشود يا نه ؟
علومى كه براى انسان حاصل ميشوند از دو قسم خارج نيستند ، بديهيات و نظريات .
بديهيات امورى هستند كه بدون غور و فكر حاصل ميشوند ، يعنى به غير احتجاج و استدلال انسان به خودى خود به آنها يقين حاصل مىكند . مثل اينكه آفتاب روشن است ، آتش ميسوزاند ، كل بزرگتر از جزء است . دو متناقض در يك جا جمع نمىشوند .
نظريات آنهائى هستند كه از غور و فكر حاصل ميشوند ، مثل اينكه عالم حادث است ، خدا موجود است ، روح قديم است . نظريات گرچه خود بديهى نيستند ليكن لازم است به بديهيات منتهى بشوند .
بديهيات اقسام زياد دارد ، در نظام قدرت چيزهائى كه هميشه بيك نسق و يكجور بوقوع مىپيوندند از استقراء آنها علمى كه پيدا مىشود آن هم قسمى است از بديهيات و از جملهء اين بديهيات يكى هم اينست كه سلسلهء علل و اسباب در عالم جارى است يعنى هر چه كه بوجود مىآيد علل و اسبابى براى آن در كار مىباشد و هر وقت علل و اسباب يك شيء موجود شد ضرور آن شيء وجود پيدا مىكند . حال اگر معجزه
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 59
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ٥٩