اعتراض بر نبوت بنا بر مسئلهء خرق عادت
نبوت را اشاعره ( چنان كه در مواقف است ) تعريفى كه كرده و آن را منسوب به تمام اهل حق داشتهاند بقرار زير است :
من قال له الله ارسلتك او بلغهم عنى و نحوه من الالفاظ و لا يشترط فيه شرط و لا استعداد بل الله يختص برحمته من يشاء من عباده
پيغمبر كسى است كه خدا به او گفته باشد من تو را فرستادم يا پيامم را به مردم برسان و از اين گونه عبارات و الفاظ ديگر ، براى پيغمبر شدن نه قيد و شرطى است و نه قابليتى در او لازم است وجود داشته باشد بلكه خدا از ميان بندگانش هر كه را كه بخواهد به رحمت خود اختصاص مىدهد .
ليكن اين تعريف ( چنان كه ملاحظه مىشود ) طورى است كه با دعاى نبوت هم يك نفر ميتواند نبى باشد ، اما عامهء مردم از كجا و بچه وسيله بدانند كه خدا فلان شخص را برسالت برگزيده و به او اين كلمات را گفته است و لذا اشاعره براى شناخت نبوت معجزه را دليل قرار دادهاند يعنى از هر كس كه معجزه صادر شد نسبت بوى يقين حاصل مىشود كه خدا با او تكلم كرده است و بنابراين امور ذيل را بايد تحت مطالعه گرفته و آنها را حل و روشن نمود .
تعريف معجزه چه و شرايط آن كدام است ؟
آيا از آن ميتوان بر ثبوت نبوت استدلال نمود ؟