خدا بالذات خالق تمام اشياء است يا بواسطه ؟
در پاسخ اين پرسشها ما اول بايد ببينيم كه خود اهل مذهب در خلقت كائنات و بقاء و استمرار آن چه اصولى مقرر كردهاند .
بايد دانست در اين باره ارباب ديانت و مذهب به دو فرقه منقسم ميشوند ، فرقهاى بر آنند كه آنچه در عالم پيدا مىشود هر يكى را خدا بالذات و بلا واسطه پديد آورده از علل و اسباب و وسائط در ميانى چيزى وجود ندارد . باران كه مىبارد بدين جهت نيست كه از دريا بخار برخاسته و بالا ميرود و بعد بر اثر برودت آب مىشود و بواسطهء ابر به زمين مىبارد بلكه خدا خود باران ميفرستد .
ولى فرقهء ديگر بر خلاف آنند و ميگويند خدا در اشياء خواص و تأثير گذاشته و از همان تأثير و خواص سلسلهء كائنات پديدار ميگردند ، مثلا خدا در آب خاصيتى گذارده كه آن حرارت يافته به صورت بخار درمىآيد ، خاصهء بخار اين است كه وقتى كه برودت به آن ميرسد مبدل به آب ميگردد . حال بعد از پيدا كردن اين خواص ديگر لزوم ندارد كه خدا هميشه در اين امور دخالت داشته باشد بلكه روى اين خاصيتها در اوقات مقرره بخار خود به خود پيدا مىشود و به بالا صعود مىكند ، آب مىشود و مىبارد . بدينسان خدا براى خلقت ، قوانين و اصولى مقرر داشته است كه بر طبق آن نظام عالم قائم و استوار و سلسلهء حوادث نو جارى مىباشد . محققين اهل مذهب عموما داراى همين عقيده و مسلك ميباشند و در ميان خود مسلمانان سواى اشاعره مذهب باقى فرق همين است كه گفته شد .
وقتى كه اين مطلب مسلم شد كه سلسلهء عالم وجود بر قوانين قدرت استوار است فقط اين بحث باقى ميماند كه اين قوانين قدرت خود به خود تشكيل يافته و يا خدا آنها را بنا و درست كرده است و چنانچه احتمال اول فرض كرده شد ديگر ضرورتى به خدا باقى نمىماند .
قوانين قدرت خود تشكيل مىيابند ؟
نسبت به ماده اين امر به ثبوت پيوسته كه آن قديم است . علوم جديده اين را نيز ثابت كرده است كه حركت هم با ماده قديم مىباشد يعنى وقتى كه اجزاى ذيمقراطيسى محضه در كار بودهاند