تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 38

مساهمون:

صعلم كلام جديد ٣٨
به خود بهم پيوسته و اين مركبات مختلف گوناگون از كجا و چسان بوجود آمده‌اند ؟ جوابش اين است همانطور كه ماده قديم است حركت و قوه هم قديم مىباشد . حركت از خواص فطرى اين اجزاء ذيمقراطيسى است ، اجسامى كه به نظر ساكن مىآيند اجزاء ذيمقراطيسى آنها متصل در حركتند و اگر يك وقت وقفه و سكونى به آنها دست دهد بواسطهء تعارض دو جذب متقابل است . بهر حال حركت هم دوشادوش ماده قديم مىباشد و ممكن نيست هيچ‌وقت ماده از حركت خالى باشد و بنابراين هيچ استبعادى ندارد كه اجزاء ذيمقسراطيسى بهم پيوسته و تركيب پيدا كنند . حال شبهه‌اى كه باقى ميماند اين است كه يك چنين مخلوقات عجيب و غريبى كه پر از صنعت و حكمت است چطور و چگونه ممكن است پديدار بشوند ؟ اين سؤال را مذهب در الفاظى نهايت مؤثر ادا كرده و مىفهماند كه وجود خدا نتيجهء لازمى اين سؤال مىباشد . راسين ميگويد اى آسمانها ! مرا خبر دهيد ، اى درياها مرا واقف سازيد ، اى زمين جوابم ده ، اى ستارگان بيشمار به من بگوئيد كدام دست است كه شما را بدينسان در افق نگاهداشته است ؟ اوه شب چهارده ! كه تاريكى تو را اين قدر قشنگ و دلربا ساخته است ؟ تو چقدر مجلل و با شكوهى ! ! ، تو خود نشان ميدهى كه براى تو صانعى هست كه تو را بىزحمت ساخته ، و سقفت را از قبه‌هاى نور مرصع نموده است ، بدان گونه او بر زمين فرشى از خاك پهن نموده و گرد و غبار را بلند كرده است . اوه ، سحر خوش‌خبر ، اوه ، نير شگرف ، اوه ، ستارهء هميشه روشن ، اوه ، آفتاب درخشان درست حالى كن و نشان بده كه تو براى فرمانبردارى كى از پردهء محيط درآمده و با نهايت فيض‌بخشى شعاع‌هاى روشن خود را بر عالم ميگسترانى ؟ . ! ! ! اى درياى پرهيبت و رعب ! اى آنكه خشمناك شده ميخواهى زمين را فرو به برى كى تو را محبوس نگاهداشته ، مانند شيرى كه در قفس قيد كرده مىشود براى درآمدن از قفس بىفائده كوشش ميكنى ، زور موجهاى تو از يك حد معينى جلوتر و پيش‌تر نمىتواند برود ! !