تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 37

مساهمون:

صعلم كلام جديد ٣٧
چيزهائى را كه ديده‌ايم پيدا شده‌اند هيچ‌وقت بىعلت نديده‌ايم ليكن سؤال اين است كه ما چه چيز پيدا شده را ديده‌ايم ؟ - آيا ما اصل ماده را ديده‌ايم پديد آمده باشد ؟ . اشيائى را كه مىبينيم موجودند صور ماده‌اند نه اصل ماده ، على هذا نتيجه‌اى كه از آن بدست مىآيد فقط اين است كه براى پيدا شدن صورت علتى در كار است و زائد بر اين اگر كسى ادعائى كند مبنى بر تجربه و مشاهده نيست بلكه روى تخيل صرف خواهد بود . حال اين مطلب كه براى عالم علتى ضرور است وجود داشته باشد درست نيست ، زيرا كه عالم نام ماده است و حادث و مخلوق بودن ماده ثابت نيست پس وجود علت آن هم ثابت نخواهد بود . شايد يكى بگويد كه هر چند ماده قديم است اما آن هيچ‌وقت نميتواند كه خالى از صورت باشد و لذا براى آن صور بايد علتى در كار باشد ، ليكن اين استدلال هم صحيح نيست ، چه آنكه ماده قديم است و اين صور على سبيل البدلية بوجود مىآيند و نابود ميگردند و بنابراين يك علت قديم و ازلى براى آن لازم نيست موجود باشد بلكه هزاران و كرورها علل حادث در كار ميباشند .

آيا به غير خدا فرض وجود عالم ممكن است يا نه ؟

حقيقت اين است كه بوجود خدا ضرورتى كه هست صرف از اين لحاظ است كه سلسلهء نظام عالم بر چه پايه و اساسى قائم كرده شده ؟ و لذا ما بايد فقط اين را در نظر بگيريم كه وجود عالم و نظام آن را بدون وجود خدا ميتوان فرض كرد يا نه ؟ و اگر بتوان ديگر ضرورتى براى تسليم بوجود خدا باقى نمىماند . اين امر قطعى و مسلم است كه هيچ چيز از عدم محض بوجود نميآيد و روى اين اصل مادهء عالم قديم است . از تحقيقات جديده هم ثابت شده كه قبل از صورت تركيبى عالم ذرات يا اجزاء صغارى در فضاى لايتناهى منتشر بوده‌اند و اين اجزاء را در اصطلاح علمى ذيمقراطيسى گويند . اجزاء نامبرده بهم پيوسته و تركيب يافته‌اند تا بتدريج و مرور ساليان دراز اين عالم پيدا شده است . ايرادى كه بر اين نظريه ميتوان وارد كرد آنست كه اين اجزاء چگونه خود