تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 27

مساهمون:

صعلم كلام جديد ٢٧
استدلالى كه متكلمين بر حدوث عالم كرده‌اند براى فهميدن آن مقدمات زيرا بايد بخاطر سپرد : 1 - چيزهائى كه در عالم يافت ميشوند از دو قسم خارج نيستند ، اول « عرض » يعنى چيزهائى كه بذات خويش قائم نيستند ، بلكه وجودشان قائم به غير و هر وقت كه پديدار ميشوند در چيز ديگرى پديد مىآيند ، از قبيل بو ، رنگ ، مزه ، رنج ، خوشى ، جوش و مانند آن . دوم جوهر يعنى چيزهائى كه بذات خود قائمند مانند سنگ ، گل و آب 2 - هيچ جوهرى خالى از عرض نميتواند باشد چه آنچه از جواهر وجود دارند لا بد متشكل به هيئت و شكلى هستند و هيئت و شكل جزو اعراض ميباشند . در همهء جواهر نوعى از حركت وجود دارد و حركت جزو اعراض است . غرض براى جوهر هر قدر افرادى كه هست وجود عرض در آنها ضرورى است و بنابراين هيچ جوهرى نميشود كه خالى از عرض باشد . 3 - عرض حادث است يعنى پيدا مىشود و بعد فنا ميگردد . 4 - چيزى كه نميتواند خالى از عرض باشد حتما حادث است ، چه آن اگر قديم باشد لازم مىآيد كه عرض هم قديم باشد ، زيرا دو چيز كه لازم و ملزومند از ميان آنها يكى كه قديم شد ضرور ديگرى هم بايد قديم باشد . ورنه بين لازم و ملزوم فصل زمانى لازم مىآيد و اين محال است . حال در اثبات حدوث عالم بدين طريق ميتوان استدلال كرد كه عالم از دو صورت خارج نيست يا جوهر است و يا عرض و جوهر و عرض هر دو حادثند ، حادث بودن عرض ظاهر است و اما جوهر و آن بدين جهت حادث است كه هيچ جوهرى نميتواند از عرض خالى باشد و اين از پيش ثابت شد كه هر چيز كه آن نتواند از عرض خالى باشد آن چيز حادث است . وقتى كه ثابت شد كه عالم حادث است بالضروره بايد براى آن علتى در كار باشد . حال اگر آن علت هم حادث شد بايد براى آن نيز علتى در كار باشد و اگر اين سلسله رسيد به جائى و ختم شد همان خداست و در صورت عدم انتها و اختتام دور و تسلسل لازم مىآيد و دور و تسلسل محال است .
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 27 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني