براى عالم بودن خدا دليلى كه اقامه مىكند اين است :
أ فلا يعلم من خلق آيا نميداند كسى را كه آفريده است .
در نبوت رسول اللّه استعجابى كه براى مخالفين بوده آن را بدين طريق رفع مىكند
قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ
بگو من از بين رسولان اولين پيغمبرى نيستم كه تازه در جهان آوازهء رسالت بلند كرده باشم
ممكن بودن معاد را بدين گونه ذهننشين مىكند .
قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ . . .
أَ وَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ
( سوره ياسين ) ( به منكران معاد ) آن خدائى زنده مىكند كه اول بار انها را حيات بخشيد .
آيا آن خدائى كه آسمانها و زمين را آفريده بر آفرينش مانند شما قادر نيست ؟
ضرورت معاد را اينطور ثابت كرده :
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ
( مؤمنون ) آيا چنين پنداشتيد كه شما را به عبث و بازيچه آفريدهايم و ( پس از مرگ ) هرگز بما رجوع نخواهيد كرد ؟
غرض خواه نفس مذهب باشد و خواه مذهب اسلام بخصوص و يا عقائد خاص اسلامى در هر قسمت كه خواسته يك امر قطعى و يقينى را خاطر نشان كند دليلش را هم با آن بيان نموده حتى در يك مورد هم نگفته عقائد مذكور را بلا دليل قبول كنيد .
اين نكته جالب توجه است كه امروز صاحبان هر مذهبى روى مشرب و مذاق عصر مدعى هستند كه مذهب آنها مطابق با عقل است ولى بايد ديد كه اين ادعاى خود آنها است و يا مذهب آنها اينطور مدعى مىباشد ؟ . سواى اسلام در دنيا هيچ مذهبى اين دعوى را نكرده كه آن بر پايهء عقل استوار مىباشد و بايد هر مذهبى را از روى موازين عقل و منطق قبول نمود و اين يك فارق بزرگى است كه اسلام را از ساير مذاهب ممتاز قرار داده است .