باسم فلان بت نذرى كه كرده است آن را ايفاء كنند . باز از نتايج همين است كه در تمام مذاهب هزاران حكيم و عالم پيدا شده اما نسبت به پوچترين عقيدهء مذهبى شكى براى آنها حاصل نميشده است . ضرر و زيان اين عطالت و بيكار ماندن عقل تنها اين نيست كه عقيدهء لغو و باطلى كه يكدفعه قائم شده بود به حال خود باقى ميماند بلكه دائرهء خرافات و موهومپرستى روزانه وسعت و بسط پيدا كرده تا پس از چندى عقائد عمدهء مذهب زير پردهء اين اوهام و خرافات مخفى ميماند و مذهب سراسر آن اين وقت به شكل مجموعهاى از عجائب و ناممكنات درمىآيد و همينهاست كه اروپائيان آزاد فكر را از مذهب بيزار كرده است .
پروفسور لاروس براى بربادى مذاهب پيشگوئى كه مىكند روى اين اصل - است كه مذهب ميخواهد عقل را بر باد داده و نابود سازد و لذا لازم است كه خود او بر باد برود . و همين پروفسور در يك مورد مىنويسد كه « اگر ما بدون غرض شخصى يا پيروى از اوهام بخواهيم اين را دريافت كنيم كه علت اصلى ترقيات مادى و دماغى و نيز اخلاقى كه تا بامروز در دنيا حاصل شده چه بوده است ؟ جواب آن فقط و فقط اين است كه عقل از شكنجه و جبر و زور خلاصى يافت .
تلقين اسلام
حال ملاحظه كنيد كه اسلام درينباب چه تلقين مىكند ؟
قرآن مجيد يهوديان و مسيحيان و نيز بتپرستان و ملاحده را در موارد عديده بطرق مختلف دعوت بعقائد اسلام كرده ليكن حتى در يك مورد هم نميگويد كه اين عقائد را تعبدا قبول كنيد ، بلكه در هر مورد خواسته آنها را از طريق اجتهاد و تدبر و تعمق بقبولاند ، تعبد و تقليد را سخت مذمت كرده و بزرگترين مسئوليتى كه بر گردن مخالفين اسلام بار كرده همين تعبد و تقليد مىباشد .
وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ
( يوسف )
و چه بسيار از آيات و نشانىهاى قدرت حق در آسمانها و زمين بر اين مردم بىخرد ميگذرد و از آن روى ميگردانند و در آن تأمل و غور نميكنند .