انديشهء آن را ندارد كه يك روز مذهب بتواند صدمه و زيانى به او وارد سازد »
از اين تصريحات ظاهر مىشود كه نزد اين منكرين مذاهب چون مبادى و اصول مذهبى مخالف با تحقيقات علمى است لذا نميتوان آن را صحيح و قابل قبول دانست و الا اگر مذهبى پيدا بشود كه تمام اصول آن موافق با عقل باشد اين منكرين هم تسليم شده و از قبول آن امتناع نخواهند نمود ، بنابراين محققين نامى اروپا براى مذهب يك طرح خيالى ريخته و آن را ديانت طبيعى نام نهادهاند .
آنها ميگويند مذاهب موجوده پايه و مايهاى ندارند ، اما اگر مذهب تازهاى تأسيس شود كه اصول آن بقرار زير موافق با تحقيقات عقلى باشد بىشبهه كه آن قابل تسليم و قبول خواهد بود .
نقشهء مذهب فطرى
ژول سيمون نقشهء تفصيلى مذهب عقلى را كشيده و طرح آن را چنين ريخته مىنويسد :
معناى ثواب آخرت اين است كه انسان پابند قانون باشد و اين قانون كدام است ؟ صيانت و حفاظت ذات خويش ، ترقى دادن آن خصايص كه در فطرت انسان مركوزند ، محبت بنى نوع و خدمت به آنان . عبادت خدا ، ليكن اين عبادت چه است ؟ اداء فرائض خويش ، كار نيك كردن ، دوست داشتن وطن و بالاخره عمل و اخلاص و همين مذهب فطرى و عبادت فطرى است . »
شرحى كه در بالا گفته آمد اعمال مذهب فطرى مىباشد و اما عقائد و آن اين است « يقين بيك قادر مطلق كه بر هر چيز تواناست و هيچ شيئى نميتواند بدل يا تالى او باشد و تمامى كار او مبنى بر قواعد و اصول است .
لاروس ميگويد « اگر مذهب را اينطور تعريف كنند كه آن مجموعهاى است از خيالات و افكار معقول كه مقصود از آن اين است كه تمام افراد انسانى در يك رشته منسلك شده و از نتايج و فوائد جسمانى همانطور بهرهياب گردند كه از قوهء فكريه و عقليه بهره مىبرند اين وقت مىشود گفت كه مذهب براى نوع انسان يك امر لابدى و ضرورى است . »