در مذهب جارى است . اعتراف به خدا ، تمايل به عبادت و پرستش ، فكر معاد ، يقين بسزا و جزا ، اعتراف به نبوت چون لازمهء انسان بوده در تمام فرق مشترك مانده تخصيص به فرقه و قومى ندارد ، اما اينكه اوصاف خدا چيست ؟ ، چه نوع عبادت فرض و واجب است ؟ و براى چه فرض شده ؟ حقيقت معاد چيست ؟ از سزا و جزا چه غرض و منظورى در كار است ؟ معنى نبوت چيست ؟ ، البته جواب اين سؤالات را در همه مذاهب يكسان نميتوان بدست آورد ، بلكه فرق مراتب در آن وجود دارد و هر مذهبى كه پرسشهاى بالا را پاسخ بهترى داده - است به همان نسبت آن مذهب زياده صحيح و كامل مىباشد .
از منكرين مذاهب در اروپا گروهى كه پيدا شدهاند و روزانه بر عدهء آنها مىافزايد علت انكار آنها اين است كه در مذاهب موجوده براى پرسشهاى بالا جواب صحيح و مكملى نيافتهاند .
اروپا براى چه مخالف با مذهب است
پروفسور لاروس « 1 » در مخالفت با مذهب چنين مىنويسد :
« اگر ما بگوئيم كه بايد بحرفهائى عقيده داشت كه بعقل در مىآيند ، بما گفته مىشود خير اينطور نيست . عقل را كه مميز نيك و بد آدمى است خوار و زبون ميكنند ، تا اين حد كه چشمان عقل بقدرى كور و بسته مىشود كه خرق عادت يك امر عادى و معمولى قرار ميگيرد ، سفيد سياه ميگردد ، چيز بدنما خوش نما مىشود ، اينجا مذهب آمده ميگويد « سر فرود آر » ولى مقابل كى ؟ . مقابل عقل ؟
خير ! . ، جلو فرائض فطرى ؟ خير ، جلو احساسات درونى ؟ باز خير ، بالاخره در مقابل اصول فطرت ؟ نه خير ! « 2 »
مانسيو بنجمن « 3 » كونستان عالم شهير فرانسه در حقيقت مذهب و نشو و نماى آن كتابى تأليف نموده و نقائص مذهب را بتفصيل بيان كرده مىنويسد كه « مذهب بر اساس و بنيانى كه قائم گرديده مخالف با علم مىباشد و لذا اين امر قطعى است كه تمام مذاهب بر باد خواهند رفت » . برتلو « 4 » مىنويسد امروزه دانش آزادى كامل حاصل نموده و هيچ
هامش
( 1 )essuoraL( 2 ) مأخوذ از تطبيق ص 24 - مؤلف
( 3 ) -tnatsnoQ nimajneB( 4 ) -tolehtreB