مذهب اسلام
اين مطلب « 1 » ثابت شد كه مذهب جزو غريزه و يك چيز فطريست يعنى همانطور كه در انسان محبت و شفقت ، حس انتقام و ساير جذبات و احساسات قدرتى يافت ميشوند همينطور تمايل و علاقهء بمذهب هم قدرتى و فطرى مىباشد و همچنانكه احساسات و جذبات قدرتى در يك نفر كم و در ديگرى زياد ، در يكى ضعيف و آن ديگر شديد و در افراد شاذ و نادر هيچ يافت نميشود مذهب نيز بعينه همين حكم را دارد .
ليكن چون ( بطورى كه در بالا گفته شد ) حاسهء مذهبى به انسان براى اين عطا شده - است كه بدون آن بقاء نوع انسانى ممكن نبود لذا از مذهب آن قدرى كه مشترك در تمام انسانها است نهايت درجه ساده ، مجمل ، ناتمام مىباشد و بايد هم همينطور باشد .
براى آن يك مثال صاف و صريح اين است كه چون براى زنده ماندن آدمى خوردن و آشاميدن ، مصونيت از گرما و سرما ضروريست ، لذا قدرت براى ادنى و پستترين آدمى هم وسايل و اسباب اين حوائج و ضروريات را فراهم ساخته است ، ليكن اين وسايل و اسباب باعلى درجه هم باشد هيچ لازم نيست . براى خوردن سد رمق ، براى زيست كلبهاى از خس و خاشاك ، براى پوشاك برگ درختان هم مهيا باشد فرض قدرت ادا شده است و زياده از اين يعنى نعمتهاى الوان و گوناگون ، كاخهاى مجلل و با شكوه و البسهء فاخر و گرانبها براى همه مهيا بودن ضرور نميباشد . « فضلنا بعضهم على بعض » عينا همين حكم
هامش
( 1 ) - ما تذكار اين را در اينجا لازم ميدانيم كه در اين قسمت ما اقوال فلاسفه و علماى اروپا را جابجا نقل ميكنيم ولى زحمت مراجعه و ديدن تأليفات و كتب اصلى آنها را بر خود هموار نكرده بلكه به تأليفات يكى از فضلاى مصر موسوم به فريد وجدى بك اعتماد نمودهايم . فاضل مشار اليه دو كتاب در اين موضوع نوشته كه نام يكى تطبيق - الديانة الاسلاميه و آن ديگر الحديقة الفكريه ميباشند ( مؤلف )