تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 17

مساهمون:

صعلم كلام جديد ١٧
وجهى كه براى فطرى بودن اينها قرار ميدهيم اين است كه آنها در تمام آدمهاى دنيا مشترك يافت ميشوند و بنابراين وقتى كه ديده مىشود كه در دنيا هر قوم ، هر نسل و بالاخره هر طبقه داراى مذهبى است صاف ثابت مىشود كه مذهب چيزيست فطرى . بالاتر از اين ميگوئيم كه اصول و مبادى اوليهء مذهب در تمام مذاهب روى زمين يكسان يافت ميشوند . وجود خدا ، خيال پرستش او ، حيات بعد از موت ، جزا و سزاى اعمال ، دل رحمى ، همدردى ، خوب دانستن عصمت ، بد دانستن دروغ و دغا ، دزدى و زنا همهء اينها در كليهء مذاهب اصل الاصول شمرده ميشوند .

دليل سوم

فطرت در افراد انسانى بىانتها فرق مراتب گذارده و تفاوت بىپايانى از اين حيث بين آنها قائل شده است . از يك طرف در اعطاء دولت و ثروت ، جاه و حشم ، فضل و كمال ، فطانت و هوش تا اين حد فيض‌بخشى شده كه زياده از آن نميشود باشد ، چنان كه سكندر ، تيمور ، ارسطو ، افلاطون ، هومر و فردوسى نمونه‌اى از همين فيض‌بخشى ميباشند ، طرف ديگر اين اندازه بخل شده كه بين انسان و ميمون آن قدر كم فرق باقى ميماند كه حتى دارون را به نظر نيامده است و با همهء اينها امورى كه شرط زندگى و مدار حياتند به تمام افراد انسانى يكسان عطا كرده است . شما جاهل‌ترين وحشى افريقا را در نظر بگيريد كه او هم همانطور مىخورد ، مىنوشد ، ميگردد ، ميخوابد ، بيدار مىشود ، حرف مىزند كه بزرگترين حكماى يونان اين ضروريات را انجام ميدهد . و از اين به خوبى ثابت مىشود كه از مذهب حصه و سهمى كه در تمام اقوام روى زمين مشترك است چون لازمهء انسانى بود لذا قدرت بهمهء اقوام يكسان عطا كرده است . ارسطو و بنتهم بعد از تحقيقات و دلائل و براهين زياد به اين نتيجه رسيده كه صداقت و راستى ، عفت و پاكدامنى خوب و پسنديده‌اند ، ليكن يك وحشى افريقائى بدون تعليم و بىهيچ دليلى خود به خود اين چيزها را خوب ميداند و پسنديده ميشمارد .