تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 14

مساهمون:

صعلم كلام جديد ١٤
براى مبارزهء با جانوران و درندگان آلات قتاله از قبيل كارد و خنجر و تيغ براى خود تهيه نموده ، روى رودخانه‌ها پل بسته ، كوه را تراشيده ، آهن را ذوب و برق را مسخر كرده است . حاصل بعد از مدتى چشم باز كرده مىبيند كه تمامى كائنات در پنجهء اقتدار او بوده و هستند .

عقل كلى

قوه‌اى را كه گفتيم نامش عقل كلى يا عقل انسانى مىباشد ، ليكن چون منظور قدرت اين بوده كه ترقيات انسانى حد و حصرى نداشته باشد لذا لحظه‌اى هم او را آرام نگذاشته است . او يعنى قدرت به مخالفين وى حربه‌هاى گوناگون تازه‌اى ميدهد كه با آنها وى را مورد حملهء جديدى قرار ميدهند ، ملاحظه كنيد امراض و بيماريهائى كه درمان آنها كشف شده بود علاوه بر آن مرض‌هاى تازه‌اى پديد مىآيند . جغرافياى دنيا هر قدر كه معلوم شده بود بسراغ اماكن و بلاد تازه‌اى مىافتد و جاهاى نوى پيدا ميشوند ، اينجا ضروريات و نيازمنديهاى تازه‌اى پيش مىآيند . براى آسايش و آرامش لوازم و اسبابى كه مهيا شده بودند مادهء راحت طلبى توسعه پيدا كرده ناچار براى مبارزه و مقابلهء با اين مخالفين به تجهيزات جديد ميپردازد ، پايهء ترقى و تعالى تا آنجا كه رسيده بود از آن جلوتر قدم ميگذارد . همين كشاكش بين عالم كون و انسان است كه سر منشأ تمام ترقيات انسانى قرار گرفته و سلسلهء هزاران اكتشافات و اختراعات تازه در سايهء آن قائم و برقرار مىباشد و آن روزانه هم بسط و توسعه پيدا مىكند ، ليكن علاوه بر مخالفين و دشمنان بيرونى ، يك دسته دشمنان ديگرى در درون انسان موجودند كه بمراتب از اولى سخت تر و خطرناك‌تر ميباشند و او با آنها هميشه در جنگ و نزاع است . توضيح اينكه آز و حرص دائما او را واميدارد كه تمام اندوخته‌هاى خودى و بيگانه ، دوست و دشمن ، دور و نزديك را تصاحب كند ، حس انتقام و كينه‌توزى تحريص مىكند كه نام مخالفين را از صفحهء روزگار براندازد . حب شهرت و جاه طلبى تقاضا دارد كه تا وقتى كه سراسر جهان مسخر و مطيع و منقاد نشوند آرام نگيرد . خواهش نفس مجبور مىكند كه در دنيا پردهء عصمت و ناموس