تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة مقدمه 14

مساهمون:

صمقدمه ١٤
همان كتابها هم امروز داخل دروس نظاميه و سرمايهء فضل و كمال علماى فعلى ما مىباشد ، ليكن اولا آنچه كه هست خوشه‌چينى از امام رازى و آمدى است و ديگر . . . » نكتهء بسيار مهمى كه در اينجا گوشزد مىكند اينست كه ميگويد علم كلام اشعرى با آن شدت و حدّتى كه داشت پيش ميرفت اميد آن بود كه نقائص ابتدائى آن اصلاح شود و بدرجهء كمال رسيده باقى بماند ولى هجوم غارتگران تاتار به تمام اين اميدها خاتمه داد . آرى از اين حادثهء شوم ناگهانى سير علمى آن متوقف گرديد ، ليكن در اشاعت و انتشار آن تفاوتى پيدا نشد بلكه عوامل و اسبابى فراهم آمد كه آن با سرنيزه و زور شمشير بر تمام ممالك اسلامى استيلا يافت و امروز چنان كه ديده مىشود تمام مسلمانان روى زمين در اصول عقائد پيرو اشعرى ميباشند . حقيقت اينست كه اين فصل بقدرى مبسوط و در عين حال حاوى آن قدر اسرار و دقائق و نكاتى است كه در يكى دو سطر نمىتوان آن را اختصار نمود و بايد آن را خوانندگان بدقت مطالعه فرمايند . مؤلف پس از آن علم كلام اشاعره را تحت عنوان « يك نظر اجمالى در علم كلام اشاعره » زير دقت نظر گرفته و مسائل اختصاصى اشعريّه را از نظر انتقاد گذرانيده ذيلا چنين مىنويسد : در اثبات آن مسائل اگر چه امام غزالى و فخر رازى كوششهاى وافرى نموده‌اند ، ليكن مسائل مزبور يك چنين مسائلى بوده كه در اثبات آنها هر اندازه كوشش كه ميشده تمام برايگان ميرفته است . انصاف بدهيد كه اين گونه پندارها را كه خدا تكليف ما لا يطاق مىكند ، مسبّبات مبتنى بر اسباب نيستند ، جسم شرط حيات نيست ، از سحر و جادو آدمى الاغ و الاغ آدمى ميگردد چگونه ممكنست به ثبوت رسانيد ؟ و كه ميتواند از عهدهء اين كار خطير بيرون آيد ؟ او ديگر مسائل كلامى مربوط با شاعره و طريق استدلال آنها را در اثبات آن مسائل مختصر و جامع بيان نموده آن وقت بحث از فرقهء « ماتريديه » بميان آمده بعد از بيان فلسفهء امام ماتريدى و ذكر عقائد و آراء اختصاصى او در مسائل كلامى مرحلهء ديگر كه « دور سوم » باشد آغاز ميگردد . در اينجا بعد از تمهيد مقدمهء جالبى
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة مقدمه 14 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني